خانه / Literature / پروین اعتصامی / سروده ای از پروین اعتصامی : روباه نفس‬

سروده ای از پروین اعتصامی : روباه نفس‬

پروین اعتصامی 2

روباه نفس‬

.

‫ز قلعه، ماکیانی شد به دیوار‬
‫بناگه روبهی کردش گرفتار‬

ز چشمش برد، وحشت روشنائی‬
‫بزد بال و پر، از بی دست و پائی‬

ز روز نیکبختی یادها کرد‬
‫در آن درماندگی، فریادها کرد‬

فضای خانه و باغش هوس بود‬
چه حاصل، خانه دور از دسترس بود‬

بیاد آورد زان اقلیم ایمن‬
‫ز کاه و خوابگاه و آب و ارزن‬

نهان با خویشتن بس گفتگو کرد‬
در آن یکدم، هزاران آرزو کرد‬

گه تدبیر، احوالی زبون داشت‬
‫بجای دل، ببر یکقطره خون داشت‬

بیاد آورد زان آزاد گشتن‬
ز صحرا جانب ده بازگشتن‬

نمودن رهروان خرد را راه‬
‫ز هر بیراهه و ره بودن آگاه‬

ز دنبال نو آموزان دویدن‬
شدن استاد درس چینه چیدن‬

گشودن پر ز بهر سایبانی‬
‫نخفتن در خیال پاسبانی‬

بکار، از کودکان پیش اوفتادن‬
رموز کارشان تعلیم دادن‬

برو به لابه کرد از عجز، کایدوست‬
‫ز من چیزی نیابی، جز پر و پوست‬

منه در رهگذار چون منی دام‬
‫مکن خود را برای هیچ بدنام‬

گرفتم سینه ی تنگم فشردی‬
‫مرا کشتی و در یک لحظه خوردی‬

ز مادر بی خبر شد کودکی چند‬
‫تبه گردید عمر مرغکی چند‬

یکی را کودک همسایه آزرد‬
‫یکی را گربه، آن یک را سگی برد‬

طمع دیو است، با وی برنیائی‬
چو خوردی، باز فردا ناشتائی‬

هوی و حرص و مستی، خواجه تاشند‬
‫سیه کارند، در هر جا که باشند‬

دچار زحمتی تا صید آزی‬
‫اگر زین دام رستی، بی نیازی‬

مباش اینگونه بی پروا و بدخواه‬
بسا گردد شکار گرگ، روباه‬

چه گردی هرزه در هر رهگذاری‬
‫دهی هر دم گلوئی را فشاری‬

بگفت ار تیره دل یا هرزه گردیم‬
‫درین ره هر چه فرمودند، کردیم‬

ز روز خردیم، خصلت چنین بود‬
‫دلی روئین بزیر پوستین بود‬

گرم سر پنجه و دندان بود سخت‬
‫مرا این مایه بود از کیسه ی بخت‬

در آن دفتر که نقش ما نوشتند‬
‫یکی زشت و یکی زیبا نوشتند‬

چو من روباه و صیدم ماکیانست‬
گذشتن از چنین سودی زیانست‬

بسی مرغ و خروس از قریه بردم‬
‫بگردنها بسی دندان فشردم‬

حدیث اتحاد مرغ و روباه‬
‫بود چون اتفاق آتش و کاه‬

چه غم گر نیتم بد یا که نیکوست‬
همینم اقتضای خلقت و خوست‬

تو خود دادی بساط خویش بر باد‬
‫تو افتادی که کار از دست افتاد‬

تو مرغ خانگی، روباه طرار‬
تو خواب آلود و دزد چرخ بیدار‬

اسیر روبه نفس آن چنانیم‬
‫که گوئی پر شکسته ماکیانیم‬

بهای زندگی زین بیشتر بود‬
‫اگر یک دیده ی صاحب نظر بود‬

منه بردست دیو از سادگی دست‬
‫کدامین دست را بگرفت و نشکست‬

مکن بی فکرتی تدبیر کاری‬
‫که خواهد هر قماشی پود و تاری‬

بوقت شخم، گاوت در گرو بود‬
چو باز آوردیش، وقت درو بود‬

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.