خانه / Love / سروده ای از صوفی عشقری : داری خبر که از دل و جان میپرستمت

سروده ای از صوفی عشقری : داری خبر که از دل و جان میپرستمت

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫داری خبر که از دل و جان میپرستمت‬
‫مانند بت پرست بتان میپرستمت‬

‫دنیا و دین من همه برباد داده ئی‬
‫باشی اگر چه دشمن جان  میپرستمت‬

‫گاهی بدیده جلوه گری گاه بر دلم‬
‫یعنی که آشکار و نهان میپرستمت‬

‫آنیکه با تو است به حور بهشت نیست‬
‫جانا به پاس خاطر آن میپرستمت‬

‫من دیده و شنیده به یاد توام مدام‬
‫با چشم و گوش و کام زبان میپرستمت‬

‫هر چند این زمان به صف شیخ فانی ام‬
‫دارم به کف چو رطل گران  میپرستمت‬

‫شد سالها که دامن نازت گرفته ام‬
‫باور بکن چو روح و روان میپرستمت‬

‫جای پرستش تو مشخص نکرده ام‬
‫در کعبه و به دیر مغان میپرستمت‬

‫آبادی و خرابی سد راه عشق نیست‬
‫برهم خورد زمین و زمان میپرستمت‬

‫میگفت دوش باصنم خویش عشقری‬
‫تا بر من است تاب و توان مپرستمت‬


صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.