خانه / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : روان شدن خواجه به سوى ده

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : روان شدن خواجه به سوى ده

روان شدن خواجه به سوى ده

.

‫خواجه در کار آمد و تجهیز ساخت‬
‫مرغ عزمش سوى ده اشتاب تاخت‬

‫اهل و فرزندان سفر را ساختند‬
‫رخت را بر گاو عزم انداختند‬

‫شادمانان و شتابان سوى ده‬
‫که برى خوردیم از ده مژده ده‬

‫مقصد ما را چراگاه خوش است‬
‫یار ما آن جا کریم و دل کش است‬

‫با هزاران آرزومان خوانده است‬
‫بهر ما غرس کرم بنشانده است‬

‫ما ذخیره ى ده زمستان دراز‬
‫از بر او سوى شهر آریم باز‬

‫بلکه باغ ایثار راه ما کند‬
‫در میان جان خودمان جا کند‬

‫عجلوا أصحابنا کی تربحوا‬
‫عقل مى گفت از درون لا تفرحوا‬

‫من رباح الله کونوا رابحین‬
‫إن ربی لا یحب ُّ الفرحین‬

‫افرحوا هونا بما آتاکم‬
‫کل آت مشغل ألهاکم‬

‫شاد از وى شو مشو از غیر وى‬
‫او بهار است و دگرها ماه دى‬

‫هر چه غیر اوست استدراج تست‬
‫گر چه تخت و ملک تست و تاج تست‬

‫شاد از غم شو که غم دام لقاست‬
‫اندر این ره سوى پستى ارتقاست‬

‫غم یکى گنج است و رنج تو چو کان
‫لیک کى درگیرد این در کودکان‬

‫کودکان چون نام بازى بشنوند‬
‫جمله با خر گور هم تگ مى دوند‬

‫اى خران کور این سو دامهاست‬
‫در کمین این سوى خون آشامهاست‬

‫تیرها پران آمان پنهان ز غیب‬
‫بر جوانى مى رسد صد تیر شیب‬

‫گام در صحراى دل باید نهاد‬
ز انکه در صحراى گل نبود گشاد‬

‫ایمن آباد است دل اى دوستان‬
‫چشمه ها و گلستان در گلستان‬

‫عج إلى القلب و سر یا ساریه‬
‫فیه أشجار و عین جاریه‬

‫ده مرو ده مرد را احمق کند‬
‫عقل را بى نور و بى رونق کند‬

‫قول پیغمبر شنو اى مجتبى‬
گور عقل آمد وطن در روستا‬

‫هر که در رستا بود روزى و شام‬
‫تا به ماهى عقل او نبود تمام‬

‫تا به ماهى احمقى با او بود‬
‫از حشیش ده جز اینها چه درود‬

‫و انکه ماهى باشد اندر روستا‬
‫روزگارى باشدش جهل و عما‬

‫ده چه باشد شیخ واصل ناشده‬
‫دست در تقلید و حجت در زده‬

‫پیش شهر عقل کلى این حواس‬
‫چون خران چشم بسته در خراس‬

‫این رها کن صورت افسانه گیر‬
‫هل تو دردانه تو گندم دانه گیر‬

‫گر به در ره نیست هین بر مى ستان‬
‫گر بدان ره نیستت این سو بران‬

‫ظاهرش گیر ار چه ظاهر کج بود‬
‫عاقبت ظاهر سوى باطن رود‬

‫اول هر آدمى خود صورت است‬
‫بعد از آن جان کاو جمال سیرت است‬

‫اول هر میوه جز صورت کى است‬
‫بعد از آن لذت که معناى وى است‬

‫اولا خرگاه سازند و خرند‬
ترک را ز آن پس به مهمان آورند‬

‫صورتت خرگاه دان معنیت ترک‬
‫معنیت ملاح دان صورت چو فلک‬

‫بهر حق این را رها کن یک نفس‬
‫تا خر خواجه بجنباند جرس

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.