خانه / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نواختن مجنون آن سگ را که مقیم کوى لیلى بود‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : نواختن مجنون آن سگ را که مقیم کوى لیلى بود‬

نواختن مجنون آن سگ را که مقیم کوى لیلى بود‬

.

‫‬

‫‬

‫همچو مجنون کاو سگى را مى نواخت‬
‫بوسه اش مى داد و پیشش مى گداخت‬

‫گرد او مى گشت خاضع در طواف‬
‫هم جلاب شکرش مى داد صاف‬

‫بو الفضولى گفت اى مجنون خام‬
‫این چه شید است این که مى آرى مدام‬

‫پوز سگ دایم پلیدى مى خورد‬
‫مقعد خود را به لب مى استرد‬

‫عیبهاى سگ بسى او بر شمرد‬
‫عیب دان از غیب دان بویى نبرد‬

‫گفت مجنون تو همه نقشى و تن
‫اندر آ و بنگرش از چشم من‬

‫کاین طلسم بسته مولى است این‬
‫پاسبان کوچه ى لیلى است این‬

‫همتش بین و دل و جان و شناخت‬
‫کاو کجا بگزید و مسکن گاه ساخت‬

‫او سگ فرخ رخ کهف من است‬
‫بلکه او هم درد و هم لهف من است‬

‫آن سگى که باشد اندر کوى او‬
‫من به شیران کى دهم یک موى او‬

‫اى که شیران مر سگانش را غلام‬
‫گفت امکان نیست خامش و السلام‬

‫گر ز صورت بگذرید اى دوستان
‫جنت است و گلستان در گلستان‬

‫صورت خود چون شکستى سوختى‬
‫صورت کل را شکست آموختى‬

‫بعد از آن هر صورتى را بشکنى‬
‫همچو حیدر باب خیبر بر کنى‬

‫سغبه ى صورت شد آن خواجه ى سلیم‬
‫که به ده مى شد به گفتارى سقیم‬

‫سوى دام آن تملق شادمان‬
‫همچو مرغى سوى دانه ى امتحان‬

‫از کرم دانست مرغ آن دانه را‬
‫غایت حرص است نى جود آن عطا‬

‫مرغکان در طمع دانه شادمان
‫سوى آن تزویر پران و دوان‬

‫گر ز شادى خواجه آگاهت کنم‬
‫ترسم اى رهرو که بى گاهت کنم‬

‫مختصر کردم چو آمد ده پدید‬
‫خود نبود آن ده ره دیگر گزید‬

‫قرب ماهى ده به ده مى تاختند‬
‫ز انکه راه ده نکو نشناختند‬

‫هر که در ره بى قلاووزى رود‬
‫هر دو روزه راه صد ساله شود‬

‫هر که تازد سوى کعبه بى دلیل
‫همچو این سر گشتگان گردد ذلیل‬

‫هر که گیرد پیشه ى بى اوستا‬
ریشخندى شد به شهر و روستا‬

‫جز که نادر باشد اندر خافقین‬
آدمى سر بر زند بى والدین‬

‫مال او یابد که کسبى مى کند‬
‫نادرى باشد که بر گنجى زند‬

‫مصطفایى کو که جسمش جان بود‬
‫تا که رحمن علم القرآن بود‬

‫اهل تن را جمله علم بالقلم‬
‫واسطه افراشت در بذل کرم‬

‫هر حریصى هست محروم اى پسر‬
‫چون حریصان تک مرو آهسته تر‬

‫اندر آن ره رنجها دیدند و تاب‬
چون عذاب مرغ خاکى در عذاب‬

‫سیر گشته از ده و از روستا‬
‫وز شکر ریز چنان نااوستا‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.