خانه / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار دوم

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار دوم

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

لایه اول یا ظاهر مثنوی :‬
‫داستان یک زن و شوهر عربی را بیان می کند که زن وضع مالی‬ ضعیفشان را بر مرد سرکوفت می زند و از مرد می خواهد چاره ای‬ بیندیشد. مرد که به وضع موجودشان قانع است سعی می کند همسرش را‬ متقاعد کند که رضایت و دلخوشی مهمتر از صرف داشتن مادیات است. هر‬ چه مرد بیشتر از صبر و تحمل و قناعت با زن می گوید زن بیشتر بر او‬
‫حمله می آورد و ضمن طرد کردن شوهرش، با کنایه به او می گوید : گربه‬ دستش به گوشت نمی رسد و می گوید بو می دهد. کشمکش ها تا آنجا‬ پیش می رود که مرد عزم جدی برای طلاق می گیرد. همینکه زن او را‬ راسخ می بیند از خواسته هایش کوتاه می آید و از در تسلیم و رضایت بر‬ همه چیز وارد می شود. مرد که علاقه زیادی به همسرش داشت نیز از‬ تندرویهایش می کاهد و به سخنان همسرش گوش می دهد که زن راه‬ چاره را چنین عنوان می کند : تنها چیز با ارزش ما این کوزه آب باران‬ است ، آن را بردار و به پیش خلیفه بغداد که مردی بسیار بخشنده است ببر‬ تا در قبال آن پاداش خوبی را دریافت کنیم. مرد به راه می افتد و زن در‬ خانه مشغول راز و نیاز می شود تا آن کوزه سالم به دربار خلیفه برسد. در‬ نهایت مرد به دربار می رسد و پاداشش را نیز دریافت می کند و در برگشت‬
‫خلیفه دستور می دهد او را با کشتی از دجله برگردانند تا خستگی راه آمده‬ از تنش خارج شود. مرد که فکر می کرده هدیه او بهترین و برترین چیز‬ است وقتی دجله پر آب را می بیند از شرم سرش را پایین می گیرد و با‬ خود می گوید: عجب حاکم بزرگواری بود که هدیه هیچ و پوچ مرا قبول‬ کرد.‬
لایه دوم یا باطن اول مثنوی :‬
‫در این لایه می توان مفاهیم عمیق جامعه شناسی ، رفتار شناسی ، جهان‬ بینی و نگرش زوجین و روابط زن و شوهر را مورد توجه و بررسی قرار داد و‬ دست به مشاهدات عینی در روابط خود با همسر زد و یا تحقیقات علمی در‬ چهار چوب نظریه های مولانا ترتیب داد. در قالب علم رواشناسی نوین این‬ لایه بیشتر با رویکردهای رفتاری ، شناختی و پدیدار شناختی سرو کار دارد.‬
‫ازدواج دختر و پسر و تشکیل خانواده یکی از رکن های اساسی رشد‬ اجتماعی انسانهاست . درست است که مسائل فراوانی در راوبط زن و شوهر‬ بوجود می آید که یک فرد مجرد با آنها مواجه نمی شود ولی چنانچه به‬ همین اختلافات و تضادها از زاویه رفع مسئله در جهت رشد شخصیتی و‬ اجتماعی نگاه داشته باشیم پس از گذشت زمان در می یابیم که به‬ شناختهایی دست یافته ایم که شاید در هیچ دانشگاهی به آنها آگاه نمی‬
‫شدیم.‬
‫ماهیت اصلی این دنیای مادی آن است که باید اضداد در کنار هم قرار‬ گیرند و به رشد همدیگر کمک کنند. زوجین در جاهایی محرک همدیگر‬ هستند در جهت پیشرفت و تعالی ، و بعضی مواقع مانعی هستند از سقوط‬ همدیگر. با تعمق در بیانات مولانا در می یابیم که رسیدن به کمال به‬ تنهایی صورت نمی گیرد که در این راستا باید در جهت رشد همسرمان نیز‬ اهتمام داشته باشیم و بر این موضوع نیز آگاه باشیم که رشد واقعی زمانی‬ تحقق می یابد که همسرمان نیز برتایید آن صحه بگذارد. روابط زن و شوهر‬ رابطه ای بسیار جالب ، پیچیده ، آگاه کننده و در عین حال پر از کشمکش‬ است. چنانچه دیدگاه طرفین مثبت باشد و در صدد تعالی گام بردارند ،‬ رفته رفته از کشمکش ها کاسته می شود و ثبات نسبی در جهت همسو‬ شدن نیروها بمنظور رسیدن به اهداف مشترک شکل می گیرد.‬
لایه سوم یا باطن دوم مثنوی :‬
‫لایه ای که این روزها مورد توجه خاص اکثریت مردم قرار گرفته است و‬ انسانهای متعددی را به خود علاقه مند کرده است. انسان قرن بیست و یکم‬ با رسیدن به امکانات رفاهی و غلبه بر طبیعت متوجه شده است که تنها با‬ امکانات مادی و تغییر و تحول بیرونی نمی شود به آرامش و بینش نایل‬ گشت، بلکه باید کیفیت عملکرد ذهن نیز تغییر یابد یا به بیانی دیگر تغییر‬ و تحول باید در وجود انسان نیز رخ دهد. وتنها عامل موثر در تغییر کیفیت‬ عملکردی ذهن ، آگاهی است. مولانا در لایه سوم مثنوی ما را به سفر‬ سراسر شگفتی ذهن می برد و حقایقی را برایمان روشن می کند که ما را‬ رهنمون می دارد بسوی تفکر صحیح داشتن یا تفکر غلط نداشتن.‬
‫در داستان زن و شوهر اعرابی ، مولانا به صراحت اعلام می کند که زن‬ سمبل نفس است و مرد سمبل عقل. بنظر می رسد در دوران حیات مولانا‬ افراد کمی قادر به درک مفاهیم عمیق روان انسان بوده اند، بطوریکه وقتی‬ مولانا گرم می شود تا از این دست سخنان را بطور آشکار بگوید بر خود‬ ترمزی می زند و دوباره به ظاهر داستانها می پردازد و استخراج مفاهیمی‬ این چنینی را بر عهده جوینده حقیقت می گذارد.‬

طالب این سر اگر علامه ای است‬

‫نک حسام الدین، که سامی نامی است‬

باید بر این موضوع توجه داشت که لایه سوم برای تمام داستانهای مثنوی‬ صادق است. بعضی مواقع مولانا مسائل را می شکافد و بعضی مواقع نیز از‬ باز کردن مفهوم اصلی مطلب طفره می رود.‬
‫تا زمانی که افکار زائد حاکمیت ذهن را بر عهده دارند همه چیز در‬ ظاهری آرام پیش می رود تا اینکه آگاهی ای عامل نزاع عقل و نفس در‬ ذهن می گردد که همین کشمکش، نا آرامی موقتی را بوجود می آورد. در‬ طی سلوک هر کدام از دو شق نیکی و زشتی بر هم غالب آیند انسان را در‬ همان جهت پیش خواهند برد. چنانچه انسان پس از کسب آگاهی اولیه در‬
‫خواسته اش ثابت قدم باشد و مدام ذهنش را در خلاف جهت القائات‬ اجتماع، بمباران اطلاعاتی کند بالاخره ذهنش عاری از اندیشه های غلط‬ می شود و اندیشه های نو جایگزین می گردند. باید توجه داشت که این‬ اندیشه های جدید نیز از همان نفس تغذیه می کنند و لباس مبدل به تن‬ کرده اند. این تلاشها و مجاهدتها بالاخره به نتیجه می رسد و بیماری ذهن‬ درمان می شود و کیفیت گیرندگی ذهن به کل متفاوت از قبل می شود که‬
‫برای دست یابی به این درمان ، ذهن باید در مقطعی بکلی پاک شود ، پاک‬ از تمام دانسته هایش.‬
‫در قالب علم روانشناسی نوین این لایه را می توان با رویکرد روانکاوی‬ زیگموند فروید در بخش ناهشیار ذهن مورد توجه و بررسی قرار داد. فروید‬ بعنوان پدر علم روانکاوی و روان درمانی ، سه تقسیم بندی کلی بر ذهن و‬ شخصیت انسانها دارد – که با وجود کنار گذاشتن نظریات جنسی او توسط‬ روانشناسان امروزی – همچنان به قوت خود باقی هستند و روانشناسان در‬ تجزیه و تحلیل روانی ذهن و شخصیت از آن دستاوردها بهره می برند.‬
تقسیم بندی ذهن از نظر فروید:‬
‫۱- هشیار یا خودآگاه : آگاهی و هشیاری هم اکنونی شخص‬
‫۲- نیمه هشیار یا نیمه آگاه : همه اطلاعاتی که هم اینک در ذهن‬
‫حاضر نیستند ولی اگر بخواهیم می توانیم آنها را به بخش آگاهی‬ فراخوانیم.‬
‫۳- ناهشیار یا ناخودآگاه : در واقع انبار تکانه ها، خواسته ها و خاطرات‬ غیر قابل دسترس است که بر تفکرات و رفتارهای شخص تاثیر می‬ گذارد.‬
تقسیم بندی شخصیت از نظر فروید:‬
‫۱- نهاد : اولیه ترین بخش شخصیت، و خواستگاه خود و فراخود است.‬ نهاد از بدو تولد کودک وجود دارد و شامل اولیه ترین تکانه های‬ زیستی یا سایق هاست. نهاد بر اساس اصل لذت، ارضای فوری این‬ تکانه ها را می طلبد.‬
‫۲- خود : با توجه به اصل واقعیت، کودک می آموزد که تکانه ها به‬ فوریت قابل ارضا نیستند. خود زمانی پدیدار می شود که کودک‬ می آموزد به مقتضیات محیط توجه کند.‬
‫۳- فراخود : فراخود است که درباره درست یا غلط بودن اعمال انسان‬ داوری می کند. بطور کلی فراخود درونی شده ارزش ها و اخلاقیات‬ جامعه است. و شامل وجدان فرد و تصویری است که او از شخصیت‬ اخلاقی آرمانی دارد. فراخود در پاسخ به پاداش و تنبه والدین ایجاد‬
‫می شود.‬
‫به اعتقاد فروید، این سه بخش شخصیت غالبا در تعارض با یکدیگر‬ هستند: خود، ارضای تمایلات فوری نهاد را به تاخیر می اندازد و فراخود با‬ هر دو آنها مبارزه می کند زیرا رفتارهای آنها غالبا با معیارهای اخلاقی‬ تطبیق نمی کند. در شخصیت متعادل فروید، خود دارای جدیت ولی‬ انعطاف پذیر است. یعنی اصل واقعیت بر آن حکومت می کند.‬
‫اعتقاد مولانا بر این است که خود نمی تواند توازن تمام و کمال را برقرار‬ کند بلکه مشکل زمانی برطرف می شود که “خود” از این میانجی گری‬ دست بردارد و در کار نهاد و فراخود اخلال نکند. البته این بدان معنا نیست‬ که خود نمی تواند تعادل نسبی میان نهاد و فراخود بوجود آورد بلکه مرتبه‬ اعلای تعادل روان انسان زمانی تحقق می پذیرد که خود از میان برود.‬
‫بطوریکه این ادای مولانا در داستان زن و شوهر اعرابی نیز آشکار است. در‬ ابتدای امر نفس و عقل فاصله زیادی از هم دارند که در طی کسب آگاهی‬ به هم نزدیک می شوند و از مرحله ای به بعد با هم متحد می شوند برای‬ کنار گذاشتن “خود” که همان کوزه دانشهای ماست.‬
‫آن‬ سبوی‬ آب،‬ دانشهای ماست‬
‫و آن خلیفه دجله علم خداست‬

درست است که خود به عنوان مجموعه ای از ورودیهای ذهن یا دانسته‬ ها در روان انسان شکل می گیرد آنهم برای هدایت و پیشبرد ارگانیسم. ولی‬ از مرحله ای به بعد خود “خود” بدلیل انباشتهای اشتباه و متضادش مسئله و‬ مشکل می شود. رهایی از “خود” یا همان دانسته های اشتباه یا اندیشه های‬ زائد، به سهولت امکان پذیر نیست. برای اینکه انسان بتواند به آن حالت‬ درونی برسد باید با بهره مندی از آگاهیهای صحیح ، به طرز صحیحی در‬
‫طول زمان به تمرین بپردازد تا آن شناختها، بعنوان درون دادهای جدید‬ ذهن، بر عملکرد خودش تاثیر بگذارد.‬ مولانا حالت بی خودی انسان را بعنوان “حالت عدمی” ذهن و روان انسان‬ بر می شمارد که در آن حالت وجودی ، کشمکش و تعارضات رخت بر می‬ بندد و عشق(یا سکوت) جایگزین می شود. از این مرحله به بعداست که‬ عشق، حرکت ارگانیسم را به بهترین شکل خودش هدایت می کند.‬
‫با توجه به اینکه بخش عمده رفتار آدمی از فرایندهای ناهشیار ذهن‬ سرچشمه می گیرد بنابراین شناخت و آگاهی از لایه های زیرین ذهن از‬ اهمیت بسیار بالایی در جهت رشد ، برخوردار است.‬
‫علم روانشناسی نوین وضعیت نرمال زندگی انسانها را پایه و اساس‬ هشیاری در نظر می گیرد و ضمن صحه گذاری بر حالتهای خاص ذهنی و‬ ادارکی انسان در مراقبه و پدیده های فراروانی، آنها را بعنوان وضعیتهای‬ دگرگونی هشیاری قلمداد می کند(روانشناسی پیشرفتهء هیلگارد)، در‬ حالیکه مولانا اعتقاد دارد وضعیت هشیاری عادی انسانها، هشیاری بر‬ خواسته های اندیشه هاست و تمام اندیشه های یک ذهن بیمار از جنس‬
‫خود فریبی است. خود شخص مولانا با آن همه علم و دانش و آگاهی در‬ مرحله ای از زندگی اش درمی یابد که تمام علم و دانش و دانسته هایش را‬ باید دور بریزد و بیش از این بر خود فریبی اش سماجت نورزد.‬

آزمودم مرگ من در زندگی است‬ ‫

چون رهم زین زندگی، پایندگی است‬

‫منظور مولانا از زندگی که در واقع مردگی است، نوع تفکری است که ما‬ انسانها هم اکنون داریم و پایندگی زمانی حاصل می شود که بتوانیم مثل‬ مولانا فکر کنیم. دانش به تنهایی نمی تواند انسان را ارضاء کند بلکه از‬ مرحله ای به بعد بینش باید جایگزین آن شود.‬
لایه چهارم مثنوی :‬
‫پیرو فرمایشات مولانا بنظر می رسد که این لایه مخصوص خود او باشد و‬ هر کسی پس از رسیدن به بینش و عرفان، خود شخصا می تواند از آن لایه‬ مطلع گردد.‬

برای درک لایه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با : ‫داروخانه ای برای درمان دردها‬ در گفتار سوم پیش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.