خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده ی سلم چون گشت باز‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده ی سلم چون گشت باز‬

poem-book-128

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

‫فرستاده ی سلم چون گشت باز‬
‫شهنشاه بنشست و بگشاد راز‬
‫گرامی جهانجوی را پیش خواند‬
‫همه گفتها پیش او بازراند‬
‫ورا گفت کان دو پسر جنگجوی‬
‫ز خاور سوی ما نهادند روی‬
‫از اختر چنین استشان بهره خود‬
‫که باشند شادان به کردار بد‬
‫دگر آنکه دو کشور آبشخورست‬
‫که آن بومها را درشتی برست‬
‫برادرت چندان برادر بود‬
‫کجا مر ترا بر سر افسر بود‬
‫چو پژمرده شد روی رنگین تو‬
‫نگردد دگر گرد بالین تو‬
‫تو گر پیش شمشیر مهرآوری‬
‫سرت گردد آشفته از داوری‬
‫دو فرزند من کز دو دوش جهان‬
‫برینسان گشادند بر من زبان‬
‫گرت سر بکارست بپسیچ کار‬
‫در گنج بگشای و بربند بار‬
‫تو گر چاشت را دست یازی به جام‬
‫و گر نه خورند ای پسر بر تو شام‬
‫نباید ز گیتی ترا یار کس‬
‫بیآزاری و راستی یار بس‬
‫نگه کرد پس ایرج نامور‬
‫برآن مهربان پاک فرخ پدر‬
‫چنین داد پاسخ که ای شهریار‬
‫نگه کن بدین گردش روزگار‬
‫که چون باد بر ما همی بگذرد‬
‫خردمند مردم چرا غم خورد‬
‫همی پژمراند رخ ارغوان‬
‫کند تیره دیدار روشن روان‬
‫به آغاز گنج است و فرجام رنج‬
‫پس از رنج رفتن ز جای سپنچ‬
‫چو بستر ز خاکست و بالین ز خشت‬
‫درختی چرا باید امروز کشت‬
‫که هر چند چرخ از برش بگذرد‬
‫تنش خون خورد بار کین آورد‬
‫خداوند شمشیر و گاه و نگین‬
‫چو ما دید بسیار و بیند زمین‬
‫از آن تاجور نامداران پیش‬
‫ندیدند کین اندر آیین خویش‬
‫چو دستور باشد مرا شهریار‬
‫به بد نگذرانم بد روزگار‬
‫نباید مرا تاج و تخت و کلاه‬
‫شوم پیش ایشان دوان بی سپاه‬
‫بگویم که ای نامداران من‬
‫چنان چون گرامی تن و جان من‬
‫به بیهوده از شهریار زمین‬
‫مدارید خشم و مدارید کین‬
‫به گیتی مدارید چندین امید‬
‫نگر تا چه بد کرد با جمشید‬
‫به فرجام هم شد ز گیتی بدر‬
‫نماندش همان تاج و تخت و کمر‬
‫مرا با شما هم به فرجام کار‬
‫بباید چشیدن بد روزگار‬
‫دل کینه ورشان بدین آورم‬
‫سزاوارتر زانکه کین آورم‬
‫بدو گفت شاه ای خردمند پور‬
‫برادر همی رزم جوید تو سور‬
‫مرا این سخن یاد باید گرفت‬
‫ز مه روشنایی نیاید شگفت‬
‫ز تو پر خرد پاسخ ایدون سزید‬
‫دلت مهر پیوند ایشان گزید‬
‫ولیکن چو جانی شود بی بها‬
‫نهد پر خرد در دم اژدها‬
‫چه پیش آیدش جز گزاینده زهر‬
‫کش از آفرینش چنین است بهر‬
‫ترا ای پسر گر چنین است رای‬
‫بیارای کار و بپرداز جای‬
‫پرستنده چند از میان سپاه‬
‫بفرمای کایند با تو به راه‬
‫ز درد دل اکنون یکی نامه من‬
‫نویسم فرستم بدان انجمن‬
مگر باز بینم ترا تن درست‬
‫که روشن روانم به دیدار تست‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

Ferdowsi 3

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.