خانه / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار پنجم : عشق و خدا

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار پنجم : عشق و خدا

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

عشق و خدا :‬
‫بالاترین و برترین کمال انسان در حالت و کیفیت عشق است، عشق در‬ واقع پس از سکوت ذهن یا لا اشعاری ذهن بر داشته هایش رخ می دهد.‬
‫انسان اگر بتواند کنترل فعل و انفعلات ذهنش را در اختیار داشته باشد به‬ محض فرو رفتن در سکوت ذهنی، ضمن رهایی از ترس همیشگی و دائمی‬ اش، مواجه با انرژی سرشار درونی اش می شود که این کیفیت و حالت‬ وجودی، او را سوق می دهد به درک باطنی و فطری حقیقت بلامنازعه‬ هستی، خداوند تبارک و تعالی. پس از این دریافت فطری است که انسان‬ می تواند احوالات درونی پیامبران را دریابد و بفهمد.‬
‫انسانی که عاشق می شود تمام صفات زشت و پلید از او دور می شوند و‬ سرشار از خیر وبرکت می شود و دلیلش هم کاملا واضح و روشن است زیرا‬ که چنین شخصی قبلا بر تمام ذهنیاتش مرده و تمام تعلقات ذهنی اش را‬ دور ریخته است.(بریدن از تعلقات به معنای از دست دادن داشته های‬ مادی نیست، بلکه فکر نکردن به آنهاست) ‬ نگرش چنین انسانی به جهان متفاوت از دیگران خواهد بود. او در تمام‬ روزهای زندگیش آگاه بر نظارت چشمانی تیز بین بر تمام اعمال و رفتارش‬ است. او دریافته که نیرویی فوق تمام نیروهای محسوس وجود دارد که‬ رشته تمام افعال به آن منبع اصلی وابسته است. و بیشتر مواقع کارها‬ آنطور پیش نمی رود که طرح ریزی ذهنی صورت گرفته است، بنابراین‬ ضمن تلاش و کوشش در رسیدن به اهدافش دائما محتویات ذهنش را که‬ افکاری هستند از جنس غفلت آوری از آن ناظر اصلی، مورد بازنگری قرار‬ می هد و فراموشی آن درک فطری اش را به خود یادآوری می کند.‬
‫ایمان به زبان و گفتار نیست بلکه یک دریافت درونی است که شاید نتوان‬ آنرا درست و صحیح بیان کرد ولی در اعمال و رفتار شخص، آنهم در دراز‬ مدت نمایان می شود.‬
‫مرتبه اعلای درک مثنوی، رسیدن به حالت عشق و درک فطری خالق‬ مهربان است، حقیقتی که حقیقی ترین حقیقت هستی است و در عین حال‬ گم ترین چیز انسانها.‬
فرضیه های مثنوی :‬
‫مولانا در مثنوی معنوی، فرضیه های شناختی متعددی را مطرح می کند‬ که چنانچه آن فرضیه ها در اذهان به قانون علمی مبدل نشوند فایده ای‬ نخواهند داشت و انسان راه بجایی نخواهد برد. (منظور بنده از فرضیه برای‬ ذهنی است که با قانون آهنین علت و معلولی به پاسخی قطعی در رابطه با‬ موضوعی نرسیده است وگرنه سخنان عارفان، الخصوص مولانا، از پشتوانه‬ محکم علمی، و علت و معلولی بسیار قویی در محدوده ادراکات آن‬ بزرگواران برخوردار است و هیچ شکی هم در آن نیست، ولی باید آگاه بود‬
‫که آن قوانین علمی برای ذهنی که فرضیه ای را در ورطه آزمایش قرار‬ نداده است ، همچنان فرضیه محسوب می شود و فرضیه نیز از توان اجرایی‬ لازم در ذهن برخوردار نیست).‬
‫ذیلا به چند نمونه از قوانین لامتغیر مثنوی که برای ذهن ما در حد‬ فرضیه می باشند اشاره می شود و انتظار بر این است که جویای حقیقت ،‬ تحقیقات خود را بر اساس آن فرضیه ها پایه گذاری نماید و پیش رود. تا در‬ نهایت دانسته ها و شناختهای غیر علمی ذهنش رفته رفته تفکیک شوند و‬ تنها دانشهای ناب علمی و منطقی در ذهن باقی بمانند.‬
‫مولانا بارها بر این موضوع اشاره می کند که شکوفایی ذهن و قدم‬ گذاشتن در مسیر صحیح اندیشیدن، در قطع امید به مادیات و‬ روی کرد به خالق شکل می گیرد.‬
گریه پاک کننده گرد و غبار ذهنی است، همانند باران بهاری که‬ کثیفی ها را می شوید و سبزی و طراوت را جایگزین می کند.‬
منع از خطرات نه تنها عامل پیشگیرانه نیست برعکس تحریک‬ کننده ذهن است.‬
خواسته ذهنی اشتباه، زمانی از ذهن پاک می شود که انسان در‬ مسیر رشد به آن خواسته دست یابد و با واقف گشتن به هیچ و‬ پوچیش آن را کنار بگذارد.(در داستان پادشاه و کنیزک، بیماریهای‬ توبرتوی ذهنی زمانی درمان می شوند که خواسته ها محقق می‬
‫شوند)
درمان درد انسان آشفته و جهل زده، تنها در پرهیز از اندیشه‬ هاست.‬
مقایسه ، احولیت ، خشم و کینه و نفرت عوامل ویرانگری ذهن‬ هستند.‬
صبر بر درد نیش ما را نجات می دهد از نیش گبر نفس خویش.‬
انسان مثبت بین، دیگران را خوب می بیند و انسان منفی بین‬ دیگران را بد می بیند (داستان پادشاهی که دو غلام خرید، یکی‬ سخن ور و دیگری گنده دهان).‬
حالت عدمی ذهن یا همان سکوت ذهنی تماما خیر و برکت است.‬
پردازش صحیح ذهن زمانی است که از کل به موضوع نگاه کند‬ (اعتقاد روانشناسان گشتالتی)‬
تکامل مرتبه ای موجودات؛ از جماد به گیاه ، از گیاه به حیوان ، از‬ حیوان به آدم و از آدم به فرشته و الی آخر (نظریه تکاملی داروین)
‫از جمـــادی مـــردم و نـــامی شـــدم‬
‫مــــردم از حیــــوانی و آدم شــــدم‬
‫حملــــه دیگــــر بمیــــرم از بشــــر‬
‫بـ ـار دیگـ ـر از ملـ ـک قربـ ـان شـ ـوم‬
‫وز نمــا مــردم بــه حیــوان ســر زدم‬
‫پس چه ترسم؟کی ز مردن کم شدم‬
‫تــا بــر آرم از ملایــک بــال و پــر‬
‫آنچــه انــدر وهــم آیــد آن شــوم‬
فکرهای غم افزای ذهن، راه گشای شادیها هستند.‬
تعریف و تمجید دیگران و یا مدح مداحان، عامل ویرانگری ذهن‬ است.‬
‫بمنظور بهره وری از مثنوی، سخنان آن بزرگوار باید در ذهن نهادینه‬ شوند. برای این منظور باید تحقیقاتی تدارک دیده شود، بطوریکه در هر‬ مرحله ای از شناخت و ادراک ذهنی، به سراغ آن دسته از فرضیه های‬ مطرح شده در مثنوی برویم که قابل فهم باشند. برای مثال درک و فهم‬ نظریه تکاملی مولانا که بسیار فراگیر تر از نظریه داروین است برای مراحل‬ بالای ادراکی است و در مراحل پایین نباید به آن پرداخت.‬
روش تحقیق در فرضیه های مثنوی :‬
‫مطابق تقسیم بندی علم روانشناسی نوین بهتر آنست که فرضیه های‬ مثنوی نیز هر کدام در رویکرد های مختلف مورد بررسی و تحقیق قرار‬ گیرد تا به نتیجه روشنتری منتج گردد.‬
‫روانشناسی معاصر پنج رویکرد اصلی و سه رویکرد فرعی را مطرح می‬ سازد که عبارتند از (بر گرفته شده از کتاب زمینه روانشناسی هیلگارد) :‬
‫1- رویکرد زیست شناسی : پیوند رفتار آشکار را با رویدادهای‬ شیمیایی و برقی درونی بررسی می کند و بیشتر با نورونها و‬ اعصاب مغزی سروکار دارد.‬
‫2- رویکرد رفتاری : با محرکها و پاسخهای قابل مشاهد سروکار دارد و‬ چندان به فرایندهای ذهنی کاری ندارد.‬
‫3- رویکرد شناختی : این رویکرد در برابر محدودیتهای رفتارگرایی‬ شکل گرفته است. بطوریکه در بررسی فرایندهای ذهنی می‬توان از راه تمرکز بر رفتارهای معین، راه و روش عینی در پیش‬ گرفت.‬
‫4 – رویکرد روانکاوی فروید : بخش عمده رفتار آدمی از فرایندهای‬ ناهشیار سرچشمه می گیرد.‬
‫5 – رویکرد پدیدار شناختی : توجه خاصی به نحوه درک، فهم، و تفسیر‬ انسان از مسائل اجتماعی دارد و بیشتر با ادبیات و معارف انسانی‬ دمساز است تا علم.‬
‫6 – ساخت گرایی : به تحلیل ساختارهای ذهنی یا تحلیل عناصر‬ هوشیاری، به روش درون نگری، یعنی مشاهده و ثبت ماهیت‬ ادراکها، اندیشه ها  احساسهای شخص توسط خودش، می پردازد.‬
‫7 – کارکرد گرایی : تاکید بر بررسی ماهیت سیال و شخصی هشیاری‬ دارد. ذهن چگونه کار می کند که جاندار موفق به انطباق و‬ سازگاری با محیط و عمل در آن می شود.‬
‫8 – روانشناسی گشتالت : گشتالت واژه ای آلمانی است به معنای‬ “شکل” یا “شکل بندی”. روانشناسان گشتالت اساسا به مبحث‬ ادراک توجه داشتند و بر این باور بودند که تجربه های ادراکی‬ مبتنی بر طرحهایی هستند که محرکها، و سازمان تجربه آنها را‬ شکل می دهد. آنچه که دیده می شود هم وابسته زمینه ای است‬ که شیء در آن آشکار می شود و هم تابع سایر وجوه طرح کلی‬ تحریک. به این ترتیب ، کل چیزی متفاوت از مجموع اجزای آن‬ است، زیرا کل تابع روابط اجزاست.‬
‫همین زندگی رروزمره ما بهترین ، کامل ترین و مفید ترین دانشگاه و‬ آزمایشگاهی است برای پژوهشهای ما. انسانهای خودشناس نیز همانند‬ دانشمندان، ابتدا باید فرضیه سازی کنند ، سپس با صبر و حوصله و صرف‬ وقت لازم آن فرضیه را مورد آزمایش قرار دهند و چنانچه در طی آزمایش‬ به همبستگی هایی با چیزهای دیگر نیز برخورد کردند موارد را به دقت ثبت‬ کنند و در انتها به مشاهده نتایج بپردازند. نتیجه گیری می تواند از طریق‬ مشاهده مستقیم درونی یا رفتاری باشد، و یا دست یابی به آماری شناختی‬ و در عین حال علمی و منطقی – نه از روی حدس وگمان – باشد.‬
‫شاید برای حقیقت جو این سوال مطرح شود که تحقیقات در قالب‬ رویکرد زیست شناختی نمی تواند برای فرد کاربرد داشته باشد زیرا که‬ نیازمند دستگاههای پیشرفته پزشکی است.‬
‫در مسیر شناخت و آگاهی، انسان رهنمون می شود به سوی نگریستن بر‬ خویش و تفحص در درون داده ها و اعمال و رفتار خودش، در این بین‬ بعضی مواقع برای درک عمیق تر موضوعی به سمتی هدایت می شود که به‬ آزمایشات عینی زیستی وجودش می پردازد که در واقع در این روش‬ بررسی مسئله از رویکرد زیستی مد نظر می باشد. برای روشن شدن موضوع‬ مثالی را مطرح می کنم.‬
‫بنده در فصل بی قراری از کتاب ذهن ناآرام ، با وجود شکل گیری فرضیه‬ “آرام گرفتن ذهن در علاقه مندی به افکار ملالت آور” در ذهنم، فرضیه‬ “ماهیت درد چیست؟” که در قالب رویکرد زیستی مطرح می شود را ساختم‬ و بر مبنای آن اقدام به انجام چند آزمایش درونی کردم. نتایج مشاهداتم‬ این بود که در صورت تمرکز بردردی از اعضای بدنم ، آن درد محو می شد.‬
‫جالب اینکه بنده در آن مقطع، از دستاوردهای علم روشناسی نوین اطلاعی‬ نداشتم و دلیل علمی آن را نمی دانستم، ولی به ادراک درونی نسبت به آن‬ موضوع رسیده بودم.( از دیدگاه مذهب این گونه ادراکات درونی، ایمان نام‬ می گیرد) علم رواشناسی نوین، با بهره گیری از دستاوردهای زیست شناسان نسبت‬ به از بین رفتن دردهای جسمی از منظر رویکرد زیست شناختی، پاسخی‬ بدست آورده که مشخص می کند ، درد، تنها حسی است که دریچه ای در‬ مغز برای آن تعبیه شده که در حالت عادی آن دریچه باز است. انسان می‬ تواند از طریق مصرف داروهای خاصی و یا تمرکز فکری ، مسبب بسته‬ شدن آن دریچه بشود و مانع از رسیدن پیام ها به مغز شود. در واقع درد از‬ بین نمی رود بلکه مغز آن درد را ادراک نمی کند.‬
‫انجام چنین تحقیقاتی، بسیار وقت گیر و انرژی بر است، ولی چاره ای‬ نیست و کسی که قدم در راه خودشناسی گذاشته است، باید تن به انجام‬ چنین سختیهایی که در عین حال جالب و شیرین و نتیجه بخش هستند،‬ نیز بدهد.‬

برای درک لایه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با : ‫داستان پیر چنگی‬ در گفتار ششم پیش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.