خانه / Literature / شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار هفتم : خواندن صحیح و روان ابیات استخراج شده

شرحی بر فهم داستانهای مثنوی معنوی – گفتار هفتم : خواندن صحیح و روان ابیات استخراج شده

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 ‫گام سوم: خواندن صحیح و روان ابیات استخراج شده‬
‫در این مرحله سعی می کنیم ابیات استخراخ شده داستان را روخوانی‬ کنیم، و بیشتر تلاشمان را بر درست و صحیح خواندن کلمه ها و جمله های‬ داستان معطوف می کنیم. بطوریکه بتوانیم با در نظر داشتن کلیات گام اول‬ ، در حین خواندن بر روند داستان نیز آگاه باشیم و با داستان پیش برویم. با‬ توجه به اینکه اکثر نوجوانان و جوانان فهیم، با شعر ، آنهم اشعاری که‬ بیشتر مایه ای از فلسفه و عرفان را یدک می کشند ، قرابت زیادی ندارند،‬
‫پیشنهاد می شود بار اول روخوانی ، عزم را بر صحیح خواندن استوار نمایند‬ و چنانچه رشته داستان هم از دستشان خارج شد اشکالی ندارد.‬
‫این مرحله آنقدر باید تکرار شود که براحتی بتوانیم ابیات را روان و گویا‬ روخوانی کنیم. حالت روخوانی باید به گونه ای باشد که، گویا داستان را‬ برای دیگری می خوانیم. هدفمان باید معطوف بر القاء پیام اصلی داستان به‬ شنونده باشد. در این تمرین، رفته رفته خود را در جایگاه نویسنده(شخص‬ مولانا) قرار می دهیم و سعی بر انتقال درست مفاهیم بر می آئیم. (صحیح‬ خواندن هر مطلبی با صدای نسبتا بلند در ادارک آن مطلب ، بسیار مفید‬
‫است. لازم به یادآوری است که ثبت اطلاعات در حافظه کوتاه مدت یا فعال،‬ عمدتا از طریق شنیداری صورت می گیرد)‬
گام چهارم: تبدیل داستان از شعر به نثر‬
‫در این مرحله سعی می کنیم داستان را از شعر به نثر تبدیل کنیم. برای‬ این کار حتما لزومی ندارد که ما نویسنده باشیم. بلکه سعی می کنیم‬ افکارمان را هر طوری که هستند بر روی کاغذ بیاوریم. این تمرین به ما‬ کمک می کند تا ضمن درک مفهوم بیشتری از مطلب ، بتوانیم افکار‬ پراکنده خود را سروسام نیز بدهیم. فرق نویسندگان با افراد عادی در این‬
‫است که ضمن داشتن علم نگارش و گستره بیشتر اطلاعاتشان ، به یک‬ قالب سازمان دهنده در ذهنشان نیز دست یافته اند که در چارچوب آن‬ قالب نظام دهنده ذهنی ، می توانند از پراکندگی افکارشان ممانعت بعمل‬ آورند. سعی نکنید ابتدا به یک جمع بندی ذهنی برسید و سپس آن را بر‬ روی کاغذ بیاورید ، بلکه ابتدا – البته با توجه به سپری کردن گامهای قبل‬ – هر آنچه که در ذهنتان بعنوان فکر متجلی می شود را بر روی کاغذ‬
‫بیاورید و چنانچه در نوشتن آنها ، مطلب دیگری نیز در ذهن شکوفا شد آن‬ را بطور رمزی و کوتاه در گوشه ای سریع یاداشت کنید و بکار خود ادامه‬ دهید. پس از اتمام آن مطلب می توانید آن موضوعات را سازماندهی نمایید.‬ (باز هم تاکید می کنم که به نثر بنده اکتفا نکنید و سعی کنید خودتان به‬ طور مستقیم مثنوی را بفهمید و دریابید)
‫این گام ها ما را آماده می کند برای خلق سوال در ذهن. ذهنی که سوالی‬ برایش مطرح نباشد به پاسخی هم نخواهد رسید. جالب است که بدانید از‬ نظر روانشناسی، خود شکوفایی در مراحل رشدی انسان، با طرح سوال و‬ مسئله شکل می گیرد.‬
و اما داستان….‬
‫در عهد حکمرانی عمر ، مطربی بود پر آوازه و خوش صدا ، بطوریکه‬ همیشه بزم و مجلس او پر رونق بود و با صفا. تا اینکه گردش روزگار پیری‬ و فرسودگی را بر وجود او نیز جاری ساخت و بازارش از رونق افتاد. چون که‬ از چشم مردمان افتاد و درماندگی و بی پولی گریبان گیرش شد ، فرصتی‬ مهیا شد تا یادی کند از خدای خویش ، پس رو به خدا کرد و گفت : نیست‬
‫کسب امروز خدایا ، مهمان تو می شوم و برای تو چنگ می زنم.‬
‫با حالتی سراسیمه و مشتاق چنگ را برداشت و شد الله جو ، سوی‬ گورستان یثرب آه گو. رفت در آن گورستان نشست و شروع کرد به چنگ‬ زدن ، اما نه برای مردم ، بلکه برای دل خودش. آنقدر چنگ زد و آنقدر‬ گریه کرد که از حال رفت. احساس سبکی و آرامش وصف ناپذیری در‬ وجودش جریان یافت. چنگ را بالین کرد و بر گوری فتاد و خوابش برد. در‬ همین حین ، خداوند نیز بر عمر خوابی گماشت ، بطوریکه که نمی توانست‬ مانع از به خواب رفتنش بشود. عمر که مردی آگاه بود متوجه شد که این‬ حالت درونی اش معمول نیست و حتما حکمتی در کار است. خوابش برد و‬ در خواب ندا آمد که : برو به گورستان و در جهت رفع حاجت بنده خوب ما‬ ، از بیت المال چند دیناری به او بده.‬
‫عمر از آن هیبت درک و آگاهی از خواب جست و روانه گورستان شد تا‬ بنده خاص خدا را پیدا کند. هر چه گشت غیر آن پیر چنگی کسی را ندید.‬
‫با تعجب به خود گفت : این مطرب کجا و بنده خاص خدا بودن کجا؟ باز‬ هم گرد گورستان دوید و دوید تا اینکه یقین گشتش که غیر آن پیر آنجا‬ کسی نیست. آمد و با صد ادب آنجا نشست ، بر عمر عطسه فتاد و پیر‬ جست. مطرب هراسان و متعجب ، که خدایا این دیگر چه بدبختی بود که‬ بر من عارض شد. همچنانکه مطرب به خود می لرزید ، عمر بدو گفت :‬
‫مترس از من مرم ، که تو را بشارتها از حق آورده ام. حق تعالی آنقدر از تو‬ تعریف کرد که مرا عاشق روی تو کرد. بیا و این هدیه اندک را بگیر و خرج‬ کن ، چون تمام شد ، دوباره اینجا بیا.‬
‫پیر چنگی چون قضایا را فهمید ، لرزان گشت و دوباره شروع کرد به‬ شیون و زاری ، تا آنجا که چنگش را با شدت بر زمین کوبید و گفت : لعنت‬ بر تو که در این فرصت میهمانی با شکوه حجاب من بودی از خدای خوبم ،‬ یار مهربانم ، یاور دانایم ، بینای باوفایم ، شنوای با اعطایم ، بخشنده‬ باصفایم ،وووو…‬
‫پیر چنگی چون با تمام وجودش متوجه شد که در این فرصت میهمانی‬ از چه چیز باارزشی بی بهره بوده است، بر گذشته از دست رفته اش افسوس‬ خورد و به شدت ابراز پشیمان و ملامت کرد. عمر چون او را بدین حال دید‬ ، گفت : این گریه و زاری و افسوس خوردنت ، نشانه هوشیاری توست ، راه‬ فانی و رهایی ، راه دیگری است. باید بطور مطلق به گذشته و آینده ذهنی‬ ات آتش بزنی و همه آن گره های ذهنی ات را دور بریزی.‬
گام پنجم : طرح سوال‬
‫این مرحله از لحاظ رویکرد شناختی و ادراکی از اهمیت فوق العاد ه ای‬ برخوردار است. هر چقدر سوالاتی که در ذهن طرح ریزی می شوند عمیق و‬ دقیق و جامع باشند به همان نسبت روند حرکت ذهن یا اندیشیدن ،‬ منسجم تر صورت می پذیرد و اهداف از وضوحیت خوبی برخوردار خواهند‬ بود.‬
چرا شخصیت اصلی داستان، مطرب انتخاب شده است؟ آیا مولانا‬ در این انتخابش منظور خاصی داشته است یا اینکه برای جفت و‬ جور شدن داستان، مطرب را پیش کشیده است؟‬
چرا مطرب وقتی بی پول و درمانده می شود به یاد خدا می افتد؟‬
چرا مطرب به گورستان می رود؟‬
چرا در گورستان چنگ می زند؟‬
دلیل گریه های مطرب در گورستان چه چیزی بود؟بی پولی، یا‬ درک گذر عمر.‬
چرا بعد از گریه ، حالت سبکی ای به پیر دست داد؟‬
مولانا در اشاره به خواب رفتن چه چیزی را می خواهد القاء کند؟‬
در عالم خواب انسان وارد چه فضایی می شود؟‬
نقش عمر در داستان چیست؟ آیا عمر می تواند یک بعدی از ابعاد‬ وجودی ذهن مطرب باشد؟‬
در گورستان چه اتفاقی می افتد که مطرب بنده خاص خداوند می‬
‫شود؟‬
شکسته شدن دل به چه معناست؟‬
منظور مولانا از به خواب رفتن عمر پس از به خواب رفتن مطرب و‬ بیدار شدنش پس از ادراکات درونی اش چیست؟‬
چرا عمر در مراجعه به گورستان باور نمی کند که منظور خدا‬ همان مطرب است؟‬
چرا مطرب از دیدن عمر ترسید؟‬
چرا مطرب وقتیکه متوجه شد عمر را خدا فرستاده شروع به گریه‬
‫کردن نمود؟‬
چرا مولانا بر گریه تاکید بیش از حد دارد؟‬
با وجود اینکه آلت موسیقی برای یک هنرمند بعنوان یک همدم‬ تلقی می شود پس چرا مطرب ، چنگش را بر زمین کوبید؟‬
آیا چنگ در گذشته به مطرب خدمت کرده بود یا غفلت آور بوده‬ است؟‬
چرا پیر چنگی به عمر از دست رفته اش غصه می خورد؟‬
عمر چه چیزی به پیر گفت که از گریه و زاری دست کشید؟‬
منظور مولانا از آتش زدن به گذشته و آینده ذهنی چیست؟‬
چرا گره برای نی مضر است؟‬
نگاه کلی به زندگی یک سوپر استار چه فایده ای می تواند داشته‬ باشد؟‬
مگر زندگی خوب آن نیست که انسان هم به مادیات دست یابد و‬ هم معروفیت کسب کند ، پس چرا پیر در اواخر عمرش تازه متوجه‬ شد که زندگی خوبی نداشته است؟‬
زمانی که پیر با راهنمایی تمییز دهنده حق و باطل ، از ملامت‬ خویش دست کشید ، در چه وضعیت روحی و روانی فرو رفت؟‬
جهل یعنی چه؟ آگاه شدن یعنی چه؟ ملامت کردن یعنی‬ چه؟ملامت نکردن یعنی چه؟‬
گام ششم: تجریه و تحلیل داستان درلایه دوم‬
‫روانشناسی نوین رشد انسان را در چهار بعد کلی طبقه بندی کرده است.‬ رشد موفق رشدی است که انسان بتواند در هر چهار بعد از ابعاد رشدی،‬ مراتب بالاتر همان رشد را اخذ نماید و تنها به یک بعد اکتفا نکند. (کتاب‬ روانشناسی رشد از تولد تا مرگ ، ف فلیپ رایس)‬
۱– رشد فیزیکی‬
۲– رشد هیجانی و عاطفی‬
۳– رشد شناختی‬
۴– رشد اجتماعی‬
‫معمولا انحراف یا حرکت تک بعدی، پس از کسب آگاهیهای تازه  الخصوص برای نوجوانان و جوانان ناپخته و کم تجربه – در یک بعد از ابعاد‬ رشد انسان نمایان می شود، که می تواند خطرناک باشد. بمنظور جلوگیری‬ از این انحرافات و کج رویها ، این آگاهی را همیشه در ذهن داشته باشیم که‬ یک رشد تمام و کمال رشدی است که انسان هم به جسمش بپردازد ، هم‬ سعی بر تقویت کردن اعواطف و هیجانات مثبت درونیش را داشته باشد ،‬ هم از لحاظ ادراکی و معرفتی و آگاهی خود را غنی کند و هم اینکه بتواند‬ جایگاه اجتماعی مناسبی را هم از لحاظ معیشتی و هم از لحاظ موقعیتی‬ برای خود دست و پا کند.‬
‫رشد متوسط ولی متوازن در هر چهار بعد فوق ، مفیدتر است از زمانی که‬ انسان در یک بعد ، رشد افراطی داشته باشد. راهکار قابل اطمینان در‬ مرحله هایی از زندگی که آگاهی انرژی سرشاری را در فرد بوجود می آورد‬ و بحرانهای دوره رشد را الخصوص در نوجوانی و میانسالی شکل می دهد،‬ این است که از منفک شدن از جامعه به جد پرهیز کنیم و سعی کنیم‬ ضمن بهره مندی مفید از انگیزه درونی ، از انرژی های انباشته شده‬ وجودمان در جهت رسیدن به ارزشهای جاری در جامعه بهره ببریم. و از‬ تعجیل در رسیدن به اهداف بپرهیزیم و از زمان کمک بگیریم. شناختهایی‬ که در طول زمان حاصل می گردند از درجه اطمینان بیشتری در‬ عملکردهای انسان برخوردارند.‬
‫مولانا به شدت اعتقاد به کل بینی دارد(نظریه روانشناسان گشتالتی) و‬ بیشتر آگاهیهایش به گونه ای ترسیم شده اند که نگرش از کل به جزء را‬ سازماندهی می کنند. مولانا با نام گذاری عقل کلی بر عملکرد ذهنی که از‬ کل به موضوعات نگاه می کند ، آدمی را رهنمون می کند به دیدی فراتر از‬ آن چیزی که انسانها در زندگی روزمره شان بکار می برند. و دائما هشدار‬ می دهد که سرچشمه تمام اعمال و رفتار انسان از آن نگرش نشئات می‬ گیرد. چنانچه آن نگاه کلی ، به دلیل انحرافات و اشتباهات حاکم بر ذهن ،‬ خود بر جزئی نگری معطوف گردد باز هم نتیجه مطلوب و غایت اصلی هدف‬ زندگی بدست نخواهد آمد. بطوریکه در انتهای راه ، زمانی متوجه کج‬ رویهایمان می شویم که کار از کار گذشته و فرصت از دست رفته است. در‬ همین راستای کل بینی ، مولانا سعی می کند در داستان پیر چنگی ،‬ انتهای عمر و حیات انسانی به ظاهر موفق که توانسته است به اکثر‬ سکوهای ارزشی جاری در اجتماع دست یابد را مورد بررسی قرار دهد و‬ تصمیم گیری را بر عهده ناظر بیرونی کنجکاو و جستجوگر بگذارد.‬ دانشهایی از این دست، انسان را به فکر وا می دارد تا چنانچه عزمی در‬ جهت همسو شدن با حرکت هستی را در خود می بیند به بیراهه نرود و از‬
‫همان مراحل اولیه شکل گیری شخصیتش ، گامهایش را به گونه ای بردارد‬ که ضمن دست یابی به اهدافش، از غایت نهایی فرصت میهمانی اش که در‬ واقع سنکرون شدن با روند طبیعی حرکت هستی است، غافل نباشد. به‬ بیانی ساده تر اینگونه می شود گفت که تمام هدفها در تمام روزهای زندگی‬ باید مد نظر قرار گیرند. بطوریکه با دستیابی به اهداف زیرین ، بتوان در‬ جهت اهداف بالاتر گام برداشت.‬
‫هدف اصلی زندگی چیزی از جنس بی نهایت باید باشد. و از همان ابتدای‬ راه ، باید نگاهی به آن بی نهایت نیز داشته باشیم و برنامه ریزیها را به گونه‬ ای تدوین کنیم که ضمن دست یابی به اهداف در لایه های آشکار جامعه ،‬ در جهت آن هدف اصلی نیز گام برداشته باشیم. یعنی داشتن زندگی چند‬ لایه.‬
‫مولانا نیز همانند سایر مردم در میان مردم می زیسته و به خوبی بر‬ فریبهای ذهن در جهت دست یابی به سکوهای برتر ارزشی سراب گونه – نه‬ واقعی – واقف بوده است.‬
‫اکثر انسانها در جستجوی مادیات ، بیشتر بدنبال سایه ارزشی آن هدف‬ مادی مورد نظرشان می روند تا واقعیت بهره مندی که می توان از آن‬ وسیله یا موقعیت ، بدست آورند. بعنوان مثال دلایل خرید اتومبیل می تواند‬ : اولا برای فخر فروشی باشد. ثانیا به منظور جابجایی خویش و خانواده‬ باشد. بهترین حالت عملکردی شناختی ذهن در تصمیم گیری برای خرید،‬ همان بهره وری حمل و نقلی اتومبیل است، ولی با توجه به اینکه ارزش‬
‫پرستی در اکثر جوامع رایج است به سادگی نمی توان نیت استفاده از‬ اتومبیل را همان بهره مندی جابجایی یا حمل و نقل در نظر گرفت.‬
‫بطوریکه ناخواسته افکاری از جنس خود برتر بینی بدلیل سوار شدن بر‬ اتومبیل آخرین مدل در ذهن شکل می گیرد و همان افکار نیز بر انگیزه‬ خرید تاثیر می گذارند. برای بعضی از انسانها، خرید اتومبیل تنها با همان‬ یک انگیزه ارزشی، یعنی برتری بر دیگران و فخر فروشی، مطرح است که‬ اقدام بر اساس آن، بسیار ویران کننده و نابودگر خواهد بود.‬
‫بالاترین سکوی ارزش شخصیتی را می توان در سوپر استارها مشاهد‬ کرد. آنها کسانی هستند که دائما در معرض تعریف و تمجید دیگران هستند‬ و همیشه بعنوان انسانهای سطح بالای اجتماع مطرح هستند. آیا سوپر‬ استارها از لحاظ اغنای درونی هیچ کم و کاستی ندارند؟‬
‫چنانچه به زندگی ستاره های مشهور هالیوودی توجه کنیم در می یابیم‬ که آنها نیز مواجه با کاستیهایی هستند، که بعضی مواقع آن خلاء های‬ پنهان روانشان، عواقب خطرناکی را بوجود می آورد.‬
‫مولانا فرض را بر این می گذارد که ستاره ای در طول حیاتش زندگی‬ نسبتا بدی هم نداشته باشد. این انسان نیز وقتی در تنهائیهایش –‬ الخصوص زمانی که بازارش بی رونق می شود – وقتی به خود می نگرد با‬ تمام وجود در می باید که تمام گذشته پرآوازه اش طبلی توخالی بیش‬ نبوده است.‬
‫عمدتا در سختیها و مشکلات است که انسان از عوامل مادی چشم پوشی‬ می کند و روی به سوی مرکزیتی غیر مادی می کند. چرا این چنین است؟‬
‫چرا انسان در خوشیها کمتر به یاد خالق می افتد؟ یاد کردن خالق که یکی‬ از دستورات مکرر قرآن کریم است ، چگونه تاثیر مثبت بر ذهن را دارد؟‬
‫ذهن انسان بیشتر گرایش به خود فریبی و سوگیری و اسناد دهی قابل‬ دسترس پذیری را دارد (دستاوردهای روانشناختی اجتماعی نیز بر این ادعا‬ صحه گذاشته است). به همین جهت اغلب تصمیم گیریها آمیخته ای از‬ جهل و ساده انگاری است و تا زمانی که مشکل جدی پیش نیاید انسان‬ تصور می کند که عملکردهای ذهنش (تعقل و تفکر) با دانش های اندوخته‬ شده در آن در خدمت پیشرفت زندگی است. و جالب اینکه تا زمانی که یک‬ محک واقعی برای ذهن مطرح نشده است بر اشتباه اندیشی هایش اذان‬ نمی کند. تا اینکه به بن بست برسد، و آن بن بست از نظر مولانا دروازه‬ خروج از جهل است. بمنظور درک بهتر خطاهای شناختی انسانها ، ذیلا‬ نمونه ای از منابع بالقوء خطا در شناخت اجتماعی عنوان می گردد‬ (کتاب روانشناسی اجتماعی دکتر رابرت بارون) :‬
ما یک سوگیری منفی نگری قوی – یعنی گرایش به حساسیت‬ شدید نسبت به محرک ها یا اطلاعات منفی – از خود نشان می‬ دهیم. به نظر می رسد که این تمایل اساسی بوده و ممکن است در‬ کارکرد مغز ما جای داشته باشد. به همین جهت ممکن است‬ حاصل عوامل تکاملی باشد.‬
ما همچنین یک سوگیری خوش بینانه قوی ، یعنی انتظار‬ رویدادها و نتایج مثبت در بسیاری از زمینه ها را از خود نشان می‬ دهیم.‬
اگر چه ما گذشته خود را دارای فراز و نشیب می دانیم ولی گرایش‬ داریم که نگاهمان به آینده بسیار خوش بینانه باشد.‬
اما سوگیری خوش بینانه ممکن است بر عکس شده و تبدیل به‬ بدبینی شود، و این وقتی است که ما در انتظار دریافت اخبار بد‬ دارای پیامدهای مهمی هستیم ؛ در چنین مواردی ، ما انتظار‬ بدترین وضعیت را می کشیم، و تمایلی فزاینده برای پیش بینی‬ بازده های منفی نشان می دهیم.‬
‫در بسیاری از موقعیت ها، وقتی افراد مجسم می کنند که “چه می‬ توانسته است بشود” دست به تفکر خلاف واقع(یا تفکر زائد) می‬ زنند.‬
به نظر می رسد که افکار خلاف واقع در بسیاری از موقعیت ها به‬ طور خودکار روی می دهند، و اثرات آنها را می توان تنها از طریق‬ کار شناختی سخت که طی آن این افکار سرکوب شده یا تخفیف‬ داده می شوند، کاهش می یابد.‬
مردم اغلب دست به سرکوب اندیشه ها می زنند، یعنی سعی می‬ کنند تا از فکر کردن خود به بعضی موضوعات (غذاهای خوشمزه ،‬ الکل و سیگار) جلو گیری کنند. این تلاشها غالبا موفق هستند، اما‬ گاهی اوقات به اثر احیا می انجامد، که در آن چنین افکاری از نظر‬
‫فراوانی عملا افزایش می یابند.‬
‫روانشناسی اجتماعی بر ثبات شخصیتی و عدم تلاش برای تغییر وضع‬ درونی و روانی ، در خلق خوش مهر تایید می زند. عموما انسانها در وضعیت‬ خلق خوش کمتر تلاش می کنند برای بهبود و یا حرکت به جلو و بیشتر‬ تمایل بر حفظ آن حالت خلقی وجودشان را دارند. زیرا که در چنین‬ وضعیتی کمترین پرادازش اطلاعات صورت می گیرد و در نتیجه انرژی‬ کمتری نیز مصرف خواهد شد. وقتی که ما در حالت خلقی مثبت باشیم‬ بیشتر احتمال دارد با گمانه زنی بیندیشیم تا وقتی که در حالت خلقی‬ منفی باشیم. در چنین وضعیتی ما به ویژه اتکایی فزاینده به تصورات قالبی‬ و دیگر میان برهای ذهنی نشان می دهیم.(کتاب روانشناسی اجتماعی دکتر‬ رابرت بارون) به یاد خدا بودن با اهرم های هیجانی و شناختی عمیقش به انسان کمک‬ می کند تا از پراکندگی افکارش کاسته شود. و چنانچه افتراق از ذهن‬ برداشته شود ذهن فرصت می کند تا به چیزهای دیگری غیر از عادات و‬ روزمرگیها نیز بپردازد.‬
‫مولانا به کرات در مثنوی معنوی بر این موضوع تاکید می کند که آغاز‬ نگرش صحیح ، زمانی اتفاق می افتد که انسان از مادیات فاصله می گیرد و‬ سعی بر درک معنای هستی می کند. پس نگاهمان را نسبت به سختیها و‬ مشکلات تغییر دهیم و سعی کنیم از اتفاقات و حوادث زندگیمان درس‬ بگیریم که بهترین دانشگاه و استاد ، عمر و تجربه هاست.‬

چـــون کـــه قبضـــی آیـــدت ای راه رو‬ ‫

آن صــلاح توســت آتـش دل مشــو‬

چون که قبض آید تو در وی بسـط بـین

تازه باش و چین میفکن درجبین‬

بعـــد ضـــد رنـــج ، آن ضـــد دگـــر‬

رو دهــد ، یعنــی گشــاد و کــر و فــر‬

برای درک لایه های مختلف داستانهای مثنوی مباحثمان را با خواب در گفتار هشتم پیش خواهیم برد  …..

گفتاری از مهندس هادی بیگدلی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.