خانه / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لینا روزبه حیدری‬ : خدا

سروده ای از ‫لینا روزبه حیدری‬ : خدا

 

‫‬

خدا

*

‫‫‫‬‫‬
‫ دیریست که بر درگه تو خرقه به دستم‬
‫ آری، پی آن لحظه موعود نشستم‬
‫ ‬
‫ دیریست که سبحه به کف و ورد تو بر لب‬
‫ رحمان منی، من بجز از تو نپرستم‬
‫ ‬
‫ در راه سفر خون جیگر خار مغیلان‬
‫ هر زجر کشیدم و ز هر رنج بجستم‬
‫ ‬
‫ روزی شود از گوشه آن پرده تو آیی؟‬
‫ عاری شود این جسم از این درد که هستم‬
‫ ‬
‫ من روحم و روحم ز عطش های ثنایت‬
‫ آن روز که من روح شوم شادم و مستم‬
‫ ‬
‫ در کنج قفس مانده ز تصویر تو نقشی‬
‫ زین رو به قفس شادم و قفلش نشکستم‬
‫ ‬
‫ من زنده ز نقش نفس ات آمدم اینجا‬
‫ آندم که دمیدی و ز روح تو برستم‬

لینا روزبه حیدری

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.