خانه / Irony / چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – ۴

چند لطیفه از عمران صالحی طنز نویس ایرانی – ۴

 Omran Salehi

مرخصی‬

‫یکی از سربازان وظیفه را به محل درگیری قاچاقچیان و ماموران دولت فرستاده بودند.‬

‫آن سرباز بعد از یک هفته به تهران برگشت و گفت: از قاچاقچیان مرخصی گرفته ام!‬

کشور‬

‫از محمد قاضی پرسیدند: در حال حاضر داری چه کار میکنی؟‬

‫گفت: کشورداری.‬

‫راست هم میگفت، چون اسم همسرش “کشور” بود!‬

بی خانمان‬

‫قاضی کتاب “بیخانمان” را به همسرش تقدیم : کرده و نوشته بود : به کشوربانو که‬

مرا باخانمان کرد.‬

‫عده ای فکر میکردند کشوربانو همان “شهبانو” است و برای قاضی کلی حرف‬

‫درآورده بودند!‬

دکتر‬

‫مفتون امینی میگفت به مجلس ختمی رفته بودیم که سخنرانی میگفت: آقای دکتر‬

‫شخص بسیار نیکوکاری بودند. از بیماران بی بضاعت حق ویزیت نمیگرفتند و حتی پول‬

‫داروی آن ها را هم میدادند.‬

‫یک نفر رفت زیر گوش سخنران گفت: آن مرحوم دکتر ادبیات بوده اند، نه دکتر طب.‬

مهمان‬

‫شاعری به ما تلفن زد و مبلغی پول خواست. در جایی قرار گذاشتیم و پول را به او‬

‫رساندیم.‬

‫وقتی پول را گرفت، گفت: این پشت یک قهوه خانه هست. بیا برویم آنجا. مهمان من!‬

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.