خانه / Literature / ستایش / دل نوشته های من _ ستایش : مثنوی عشق

دل نوشته های من _ ستایش : مثنوی عشق

 

 

مثنوی عشق

در بین گل وگلشن این باغ طربناک
محبوبه ی شبهای غزل خوانیم امشب

گویا که به چشمان تو باران زده است و
بگذار ببارد که زمین تفته و سوزانی ام امشب

امشب قدحی شعر زچشمان تو نوشم
درجایگه عشق چو قربانی ام امشب

مستان غزل خوان همه در محفل شعرند
من خسته از این بی سروسامانی ام امشب

مهتاب رخم لاله گرفته زلبم رنگ
آشفته به بازار پریشانیم امشب

گویند شبی زاهد دیندار بجوید
در غمزه ی چشمم چو پشیمانیم امشب

چون میگذری نیک نظر بر دل ما کن
سر تابه قدم عاشق مهمانی ام امشب

با نرگس چشمت هدف قلب چو کردی
آن تیر بلا ئیست و قربانی ام امشب

در خواب وخیالم رخ زیبای تو دیدم
اندر خم بازوی تو زندانی ام امشب

بس موج‌نگاهت زده بر دین ودل و جان
چون بحر خزر بین که چه طوفانی ام امشب

شوری به سر و عشق بدل پای به ره کو؟
من در پی یاران زمستانی ام امشب

(خیزید وخز ارید که هنگام خزان است)
چون برگ خزان من به غزل خوانی ام امشب

در آتش عشقت شده است نار دل من
وز حسرت رویت تو نسوزانی ام امشب

من مثنوی عشقم دیوان نمی خوانی
در مسلخ عشاق و قربانی ام امشب

در جایگه خوبان من تکیه زدم بر تو
بنگر تو هوا را بین طوفانی ام امشب

گر سوخت دلت در خواست زخود بود
ورنه به ره کوی تو قربانی ام امشب

بسیار سخنها شد از شور وشر و مستی
من منتظرم آید آن یار دبستانی ام امشب

شب ۹۷/۷/۲۴

 

ستایش

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.