خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو نامه به مهر اندر آورد شاه

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو نامه به مهر اندر آورد شاه

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بازگشت رستم از مازندران و آماده شدن برای نبرد :

*‫

‫‫‫‫‫چو نامه به مهر اندر آورد شاه‬
‫جهانجوی رستم بپیموده راه‬
‫به زین اندر افگند گرز گران‬
‫چو آمد به نزدیک مازندران‬
‫به شاه آگهی شد که کاووس کی‬
‫فرستادن نامه افگند پی‬
‫فرستاده ای چون هژبر دژم‬
‫کمندی به فتراک بر شست خم‬
‫به زیر اندرون باره ای گامزن‬
‫یکی ژنده پیلست گویی به تن‬
‫چو بشنید سالار مازندران‬
‫ز گردان گزین کرد چندی سران‬
‫بفرمودشان تا خبیره شدند‬
‫هژبر ژیان را پذیره شدند‬
‫چو چشم تهمتن بدیشان رسید‬
‫به ره بر درختی گشن شاخ دید‬
‫بکند و چو ژوپین به کف برگرفت‬
‫بماندند لشکر همه در شگفت‬
‫بینداخت چون نزد ایشان رسید‬
‫سواران بسی زیر شاخ آورید‬
‫یکی دست بگرفت و بفشاردش‬
‫همی آزمون را بیازاردش‬
‫بخندید ازو رستم پیلتن‬
‫شده خیره زو چشم آن انجمن‬
‫بدان خنده اندر بیفشارد چنگ‬
‫ببردش رگ از دست وز روی رنگ‬
‫بشد هوش از آن مرد رزم آزمای‬
‫ز بالای اسب اندر آمد به پای‬
‫یکی شد بر شاه مازندران‬
‫بگفت آنچ دید از کران تا کران‬
‫سواری که نامش کلاهور بود‬
‫که مازندران زو پر از شور بود‬
‫بسان پلنگ ژیان بد به خوی‬
‫نکردی به جز جنگ چیز آرزوی‬
‫پذیره شدن را فرا پیش خواند‬
‫به مردیش بر چرخ گردان نشاند‬
‫بدو گفت پیش فرستاده شو‬
‫هنرها پدیدار کن نو به نو‬
‫چنان کن که گردد رخش پر ز شرم‬
‫به چشم اندر آرد ز شرم آب گرم‬
‫بیامد کلاهور چون نره شیر‬
‫به پیش جهاندار مرد دلیر‬
‫بپرسید پرسیدنی چون پلنگ‬
‫دژم روی زانپس بدو داد چنگ‬
‫بیفشارد چنگ سرافراز پیل‬
‫شد از درد دستش به کردار نیل‬
‫بپیچید و اندیشه زو دورداشت‬
‫به مردی ز خورشید منشور داشت‬
‫بیفشارد چنگ کلاهور سخت‬
‫فرو ریخت ناخن چو برگ از درخت‬
‫کلاهور با دست آویخته‬
‫پی و پوست و ناخن فروریخته‬
‫بیاورد و بنمود و با شاه گفت‬
‫که بر خویشتن درد نتوان نهفت‬
‫ترا آشتی بهتر آید ز جنگ‬
‫فراخی مکن بر دل خویش تنگ‬
‫ترا با چنین پهلوان تاو نیست‬
‫اگر رام گردد به از ساو نیست‬
‫پذیریم از شهر مازندران‬
‫ببخشیم بر کهتر و مهتران‬
‫چنین رنج دشوار آسان کنیم‬
‫به آید که جان را هراسان کنیم‬
‫تهمتن بیامد هم اندر زمان‬
‫بر شاه برسان شیر ژیان‬
‫نگه کرد و بنشاند اندر خورش‬
‫ز کاووس پرسید و از لشکرش‬
‫سخن راند از راه و رنج دراز‬
‫که چون راندی اندر نشیب و فراز‬
‫ازان پس بدو گفت رستم توی‬
‫که داری بر و بازوی پهلوی‬
‫چنین داد پاسخ که من چاکرم‬
‫اگر چاکری را خود اندر خورم‬
‫کجا او بود من نیایم به کار‬
‫که او پهلوانست و گرد و سوار‬
‫بدو داد پس نامور نامه را‬
‫پیام جهانجوی خودکامه را‬
‫بگفت آنک شمشیر بار آورد‬
‫سر سرکشان در کنار آورد‬
‫چو پیغام بشنید و نامه بخواند‬
‫دژم گشت و اندر شگفتی بماند‬
‫به رستم چنین گفت کاین جست و جوی‬
‫چه باید همی خیره این گفت وگوی‬
‫بگویش که سالار ایران تویی‬
‫اگرچه دل و چنگ شیران تویی‬
‫منم شاه مازندران با سپاه‬
‫بر اورنگ زرین و بر سر کلاه‬
‫مرا بیهده خواندن پیش خویش‬
‫نه رسم کیان بد نه آیین پیش‬
‫براندیش و تخت بزرگان مجوی‬
‫کزین برتری خواری آید بروی‬
‫سوی گاه ایران بگردان عنان‬
‫وگرنه زمانت سرآرد سنان‬
‫اگر با سپه من بجنبم ز جای‬
‫تو پیدا نبینی سرت را ز پای‬
‫تو افتاده ای بیگمان در گمان‬
‫یکی راه برگیر و بفگن کمان‬
‫چو من تنگ روی اندر آرم بروی‬
‫سرآید شما را همه گفت وگوی‬
‫نگه کرد رستم به روشن روان‬
‫به شاه و سپاه و رد و پهلوان‬
‫نیامدش با مغز گفتار اوی‬
‫سرش تیزتر شد به پیکار اوی‬
‫تهمتن چو برخاست کاید به راه‬
‫بفرمود تا خلعت آرند شاه‬
‫نپذرفت ازو جامه و اسپ و زر‬
‫که ننگ آمدش زان کلاه و کمر‬
‫بیامد دژم از بر گاه اوی‬
‫همه تیره دید اختر و ماه اوی‬
‫برون آمد از شهر مازندران‬
‫سرش گشته بد زان سخنها گران‬
‫چو آمد به نزدیک شاه اندرون‬
‫دل کینه دارش پر از جوش خون‬
‫ز مازندران هرچ دید و شنید‬
‫همه کرد بر شاه ایران پدید‬
‫وزان پس ورا گفت مندیش هیچ‬
‫دلیری کن و رزم دیوان بسیچ‬
‫دلیران و گردان آن انجمن‬
‫چنان دان که خوارند بر چشم من‬
‫چو رستم ز مازندران گشت باز‬
‫شه اندر زمان رزم را کرد ساز‬
‫سراپرده از شهر بیرون کشید‬
‫سپه را همه سوی هامون کشید‬
‫سپاهی که خورشید شد ناپدید‬
‫چو گرد سیاه از میان بردمید‬
‫نه دریا پدید و نه هامون و کوه‬
‫زمین آمد از پای اسپان ستوه‬
‫همی راند لشکر بران سان دمان‬
‫نجست ایچ هنگام رفتن زمان‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.