خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو کاووس در شهر ایران رسید

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو کاووس در شهر ایران رسید

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بازگشت پیروزمندانه کاووس از مازندران  :

*‫

‫‫‫‫‫‫‫چو کاووس در شهر ایران رسید‬
‫ز گرد سپه شد هوا ناپدید‬
‫برآمد همی تا به خورشید جوش‬
‫زن و مرد شد پیش او با خروش‬
‫همه شهر ایران بیاراستند‬
‫می و رود و رامشگران خواستند‬
‫جهان سر به سر نو شد از شاه نو‬
‫ز ایران برآمد یکی ماه نو‬
‫چو بر تخت بنشست پیروز و شاد‬
‫در گنجهای کهن برگشاد‬
‫ز هر جای روزی دهان را بخواند‬
‫به دیوان دینار دادن نشاند‬
‫برآمد خروش از در پیلتن‬
‫بزرگان لشکر شدند انجمن‬
‫همه شادمان نزد شاه آمدند‬
‫بران نامور پیشگاه آمدند‬
‫تهمتن بیامد به سر بر کلاه‬
‫نشست از بر تخت نزدیک شاه‬
‫سزاوار او شهریار زمین‬
‫یکی خلعت آراست با آفرین‬
‫یکی تخت پیروزه و میش سار‬
‫یکی خسروی تاج گوهر نگار‬
‫یکی دست زربفت شاهنشهی‬
‫ابا یاره و طوق و با فرهی‬
‫صد از ماهرویان زرین کمر‬
‫صد از مشک مویان با زیب و فر‬
‫صد از اسپ با زین و زرین ستام‬
‫صد استر سیه موی و زرین لگام‬
‫همه بارشان دیبه ی خسروی‬
‫ز چینی و رومی و از پهلوی‬
‫ببردند صد بدره دینار نیز‬
‫ز رنگ و ز بوی و ز هرگونه چیز‬
‫ز یاقوت جامی پر از مشک ناب‬
‫ز پیروزه دیگر یکی پر گلاب‬
‫نوشته یکی نامه ای بر حریر‬
‫ز مشک و ز عنبر ز عود و عبیر‬
‫سپرد این به سالار گیتی فروز‬
‫به نوی همه کشور نیمروز‬
‫چنان کز پس عهد کاووس شاه‬
‫نباشد بران تخت کس را کلاه‬
‫مگر نامور رستم زال را‬
‫خداوند شمشیر و گوپال را‬
‫ازان پس برو آفرین کرد شاه‬
‫که بی تو مبیناد کس پیشگاه‬‬‬
‫دل تاجداران به تو گرم باد‬
‫روانت پر از شرم و آزرم باد‬
‫فرو برد رستم ببوسید تخت‬
‫بسیچ گذر کرد و بربست رخت‬
‫خروش تبیره برآمد ز شهر‬
‫ز شادی به هرکس رسانید بهر‬
‫بشد رستم زال و بنشست شاه‬
‫جهان کرد روشن به آیین و راه‬
‫به شادی بر تخت زرین نشست‬
‫همی جور و بیداد را در ببست‬
‫زمین را ببخشید بر مهتران‬
‫چو باز آمد از شهر مازندران‬
‫به طوس آن زمان داد اسپهبدی‬
‫بدو گفت از ایران بگردان بدی‬
‫پس آنگه سپاهان به گودرز داد‬
‫ورا کام و فرمان آن مرز داد‬
‫وزان پس به شادی و می دست برد‬
‫جهان را نموده بسی دستبرد‬
‫بزد گردن غم به شمشیر داد‬
‫نیامد همی بر دل از مرگ یاد‬
‫زمین گشت پر سبزه و آب و نم‬
‫بیاراست گیتی چو باغ ارم‬
‫توانگر شد از داد و از ایمنی‬
‫ز بد بسته شد دست اهریمنی‬
‫به گیتی خبر شد که کاووس شاه‬
‫ز مازندران بستد آن تاج و گاه‬
‫بماندند یکسر همه زین شگفت‬
‫که کاووس شاه این بزرگی گرفت‬
‫همه پاک با هدیه و با نثار‬
‫کشیدند صف بر در شهریار‬
‫جهان چون بهشتی شد آراسته‬
‫پر از داد و آگنده از خواسته‬
‫سر آمد کنون رزم مازندران‬
‫به پیش آورم جنگ هاماوران‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.