خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اهل نار و خلد را بین هم دکان‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اهل نار و خلد را بین هم دکان‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

در معنى آن که مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان‬

‫*
‫‬‬
‫‬
‫اهل نار و خلد را بین هم دکان‬

‫در میانشان برزخ لا یبغیان‬

‫اهل نار و اهل نور آمیخته‬

‫در میانشان کوه قاف انگیخته‬

‫همچو در کان خاک و زر کرد اختلاط‬

‫در میانشان صد بیابان و رباط‬

‫همچنان که عقد در در و شبه‬

‫مختلط چون میهمان یک شبه‬

‫بحر را نیمیش شیرین چون شکر‬ ‫

طعم شیرین رنگ روشن چون قمر‬

‫نیم دیگر تلخ همچون زهر مار‬ ‫

طعم تلخ و رنگ مظلم فیروار‬

‫هر دو بر هم مى زنند از تحت و اوج‬

‫بر مثال آب دریا موج موج‬

‫صورت بر هم زدن از جسم تنگ‬

‫اختلاط جانها در صلح و جنگ‬

‫موجهاى صلح بر هم مى زند‬

‫کینه ها از سینه ها بر مى کند‬

‫موجهاى جنگ بر شکل دگر‬ ‫

مهرها را مى کند زیر و زبر‬

‫مهر تلخان را به شیرین مى کشد‬ ‫

ز آن که اصل مهرها باشد رشد‬

‫قهر شیرین را به تلخى مى برد‬

‫تلخ با شیرین کجا اندر خورد‬

‫تلخ و شیرین زین نظر ناید پدید‬

‫از دریچه ى عاقبت دانند دید‬

‫چشم آخر بین تواند دید راست‬ ‫

چشم آخر بین غرور است و خطاست‬

‫اى بسا شیرین که چون شکر بود‬

‫لیک زهر اندر شکر مضمر بود‬

‫آن که زیرکتر به بو بشناسدش‬ ‫

و آن دگر چون بر لب و دندان زدش‬

‫پس لبش ردش کند پیش از گلو‬ ‫

گر چه نعره مى زند شیطان کلوا‬

‫و آن دگر را در گلو پیدا کند‬

‫و آن دگر را در بدن رسوا کند‬

‫و آن دگر را در حدث سوزش دهد‬

‫ذوق آن زخم جگر دوزش دهد‬

‫و آن دگر را بعد ایام و شهور‬ ‫

و آن دگر را بعد مرگ از قعر گور‬

‫ور دهندش مهلت اندر قعر گور‬

‫لا بد آن پیدا شود یوم النشور‬

‫هر نبات و شکرى را در جهان‬

‫مهلتى پیداست از دور زمان‬

‫سالها باید که اندر آفتاب‬

‫لعل یابد رنگ و رخشانى و تاب‬

‫باز تره در دو ماه اندر رسد‬ ‫

باز تا سالى گل احمر رسد‬

‫بهر این فرمود حق عز و جل‬ ‫

سوره الانعام در ذکر اجل‬

‫این شنیدى مو به مویت گوش باد‬

‫آب حیوان است خوردى نوش باد‬

‫آب حیوان خوان مخوان این را سخن‬

‫روح نو بین در تن حرف کهن‬

‫نکته ى دیگر تو بشنو اى رفیق‬ ‫

همچو جان او سخت پیدا و دقیق‬

‫در مقامى هست هم این زهر مار‬ ‫

از تصاریف خدایى خوش گوار‬

‫در مقامى زهر و در جایى دوا‬

‫در مقامى کفر و در جایى روا‬

‫گر چه آن جا او گزند جان بود‬ ‫

چون بدین جا در رسد درمان بود‬

‫آب در غوره ترش باشد و لیک‬ ‫

چون به انگورى رسد شیرین و نیک‬

‫باز در خم او شود تلخ و حرام‬

‫در مقام سرکگى نعم الادام‬

 

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.