خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جان ندارد هر که جانانیش نیست

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جان ندارد هر که جانانیش نیست

sadi

 

‫‫

‫‫‫جان ندارد هر که جانانیش نیست‬

‫تنگ عیشست آن که بستانیش نیست‬

هر که را صورت نبندد سر عشق‬

‫صورتی دارد ولی جانیش نیست‬

گر دلی داری به دلبندی بده‬

‫ضایع آن کشور که سلطانیش نیست‬

کامران آن دل که محبوبیش هست‬ ‫

نیکبخت آن سر که سامانیش نیست‬

چشم نابینا زمین و آسمان‬

‫زان نمی بیند که انسانیش نیست‬

عارفان درویش صاحب درد را‬

‫پادشا خوانند گر نانیش نیست‬

ماجرای عقل پرسیدم ز عشق‬ ‫

گفت معزولست و فرمانیش نیست‬

درد عشق از تندرستی خوشترست‬ ‫

گر چه بیش از صبر درمانیش نیست‬

هر که را با ماه رویی سرخوشست‬

‫دولتی دارد که پایانیش نیست‬

خانه زندانست و تنهایی ضلال‬ ‫

هر که چون سعدی گلستانیش نیست‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

 

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.