خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکایت ماجراى نحوى و کشتیبان

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : حکایت ماجراى نحوى و کشتیبان

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

حکایت ماجراى نحوى و کشتیبان

‫*
‫‬‬‬
‫‫‫آن یکى نحوى به کشتى درنشست‬ ‫

رو به کشتیبان نهاد آن خود پرست‬

‫گفت هیچ از نحو خواندى گفت لا‬

‫گفت نیم عمر تو شد در فنا‬

‫دل شکسته گشت کشتیبان ز تاب‬

‫لیک آن دم کرد خامش از جواب‬

‫باد کشتى را به گردابى فگند‬ ‫

گفت کشتیبان به آن نحوى بلند‬

‫هیچ دانى آشنا کردن بگو‬

‫گفت نى اى خوش جواب خوب رو‬

‫گفت کل عمرت اى نحوى فناست‬

‫ز آن که کشتى غرق این گردابهاست‬

‫محو مى باید نه نحو اینجا بدان‬ ‫

گر تو محوى بى خطر در آب ران‬

‫آب دریا مرده را بر سر نهد‬ ‫

ور بود زنده ز دریا کى رهد‬

‫چون بمردى تو ز اوصاف بشر‬

‫بحر اسرارت نهد بر فرق سر‬

‫اى که خلقان را تو خر مى خوانده اى‬

‫این زمان چون خر بر این یخ مانده اى‬

‫گر تو علامه ى زمانى در جهان‬ ‫

نک فناى این جهان بین وین زمان‬

‫مرد نحوى را از آن در دوختیم‬

‫تا شما را نحو محو آموختیم‬

‫فقه فقه و نحو نحو و صرف صرف‬ ‫

در کم آمد یابى اى یار شگرف‬

‫آن سبوى آب دانشهاى ماست‬

‫و آن خلیفه دجله ى علم خداست‬

‫ما سبوها پر به دجله مى بریم‬ ‫

گر نه خر دانیم خود را ما خریم‬

‫بارى اعرابى بدان معذور بود‬ ‫

کو ز دجله بى خبر بود و ز رود‬

‫گر ز دجله با خبر بودى چو ما‬

‫او نبردى آن سبو را جا به جا‬

‫بلکه از دجله چو واقف آمدى‬

‫آن سبو را بر سر سنگى زدى‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.