خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت

250px-دیوان_حافظ

 

‫‫خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت‬
‫به قصد جان من زار ناتوان انداخت‬

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود‬
‫زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت‬

به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد‬
‫فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت‬

شراب خورده و خوی کرده می روی به چمن‬
‫که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت‬

به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم‬
‫چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت‬

بنفشه طره مفتول خود گره می زد‬
‫صبا حکایت زلف تو در میان انداخت‬

ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم‬
‫سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت‬

من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش‬
‫هوای مغبچگانم در این و آن انداخت‬

کنون به آب می لعل خرقه می شویم‬
‫نصیبه ازل از خود نمی توان انداخت‬

مگر گشایش حافظ در این خرابی بود‬
‫که بخشش ازلش در می مغان انداخت‬

جهان به کام من اکنون شود که دور زمان‬
‫مرا به بندگی خواجه جهان انداخت‬

خواجه حافظ شیرازی

دیوان حافظ_1xr

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.