خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت‬ ‫

sadi

‫جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت‬ ‫

مویی نفروشم به همه ملک جهانت‬

‫شیرینتر از این لب نشیندم که سخن گفت‬

‫تو خود شکری یا عسلست آب دهانت‬

‫یک روز عنایت کن و تیری به من انداز‬

‫باشد که تفرج بکنم دست و کمانت‬

‫گر راه بگردانی و گر روی بپوشی‬ ‫

من مینگرم گوشه چشم نگرانت‬

‫بر سرو نباشد رخ چون ماه منیرت‬ ‫

بر ماه نباشد قد چون سرو روانت‬

‫آخر چه بلایی تو که در وصف نیایی‬

‫بسیار بگفتیم و نکردیم بیانت‬

‫هر کس که ملامت کند از عشق تو ما را‬ ‫

معذور بدارند چو بینند عیانت‬

‫حیفست چنین روی نگارین که بپوشی‬ ‫

سودی به مساکین رسد آخر چه زیانت‬

‫بازآی که در دیده بماندست خیالت‬ ‫

بنشین که به خاطر بگرفتست نشانت‬

‫بسیار نباشد دلی از دست بدادن‬ ‫

از جان رمقی دارم و هم برخی جانت‬

‫دشنام کرم کردی و گفتی و شنیدم‬ ‫

خرم تن سعدی که برآمد به زبانت‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.