خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بشنو الفاظ حکیم پرده اى‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بشنو الفاظ حکیم پرده اى‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫در بیان آن که حال خود و مستى خود پنهان باید داشت از جاهلان‬

 ‫*

‫‬‬‬‫‫

‫بشنو الفاظ حکیم پرده اى‬ ‫

سر همانجا نه که باده خورده اى‬

‫چون که از میخانه مستى ضال شد‬

‫تسخر و بازیچهى اطفال شد‬

‫مى فتد او سو به سو بر هر رهى‬

‫در گل و مى خنددش هر ابلهى‬

‫او چنین و کودکان اندر پى اش‬ ‫

بى خبر از مستى و ذوق مى اش‬

‫خلق اطفالاند جز مست خدا‬

‫نیست بالغ جز رهیده از هوا‬

‫گفت دنیا لعب و لهو است و شما‬

‫کودکید و راست فرماید خدا‬

‫از لعب بیرون نرفتى کودکى‬

‫بى ذکات روح کى باشد ذکى‬

‫چون جماع طفل دان این شهوتى‬

‫که همى رانند اینجا اى فتى‬

‫آن جماع طفل چه بود بازیى‬

‫با جماع رستمى و غازیى‬

‫جنگ خلقان همچو جنگ کودکان‬ ‫

جمله بى معنى و بى مغز و مهان‬

‫جمله با شمشیر چوبین جنگشان‬ ‫

جمله در لاینفعى آهنگشان‬

‫جمله شان گشته سواره بر نیى‬ ‫

کاین براق ماست یا دلدل پیى‬

‫حامل اند و خود ز جهل افراشته‬

‫راکب و محمول ره پنداشته‬

‫باش تا روزى که محمولان حق‬ ‫

اسب تازان بگذرند از نه طبق‬

‫تعرج الروح إلیه و الملک‬ ‫

من عروج الروح یهتز الفلک‬

‫همچو طفلان جمله تان دامن سوار‬ ‫

گوشه ى دامن گرفته اسبوار

‫از حق إن الظن لا یغنی رسید‬ ‫

مرکب ظن بر فلک ها کى دوید‬

‫اغلب الظنین فى ترجیح ذا‬ ‫

لا تمارى الشمس فى توضیحها‬

‫آن گهى بینید مرکبهاى خویش‬

‫مرآبى سازیده اید از پاى خویش‬

‫وهم و فکر و حس و ادراک شما‬ ‫

همچو نى دان مرکب کودک هلا‬

‫علمهاى اهل دل حمالشان‬ ‫

علمهاى اهل تن احمالشان‬

‫علم چون بر دل زند یارى شود‬ ‫

علم چون بر تن زند بارى شود‬

‫گفت ایزد یحمل اسفاره‬

‫بار باشد علم کان نبود ز هو‬

‫علم کان نبود ز هو بى واسطه‬

‫آن نپاید همچو رنگ ماشطه‬

‫لیک چون این بار را نیکو کشى‬

‫بار بر گیرند و بخشندت خوشى‬

‫هین مکش بهر هوا آن بار علم‬

‫تا ببینى در درون انبار علم‬

‫تا که بر رهوار علم آیى سوار‬ ‫

بعد از آن افتد ترا از دوش بار‬

‫از هواها کى رهى بى جام هو‬

‫اى ز هو قانع شده با نام هو‬

‫از صفت و ز نام چه زاید خیال‬

‫و آن خیالش هست دلال وصال

‫دیده اى دلال بى مدلول هیچ‬ ‫

تا نباشد جاده نبود غول هیچ‬

‫هیچ نامى بى حقیقت دیده اى‬

‫یا ز گاف و لام گل گل چیده اى‬

‫اسم خواندى رو مسمى را بجو‬ ‫

مه به بالا دان نه اندر آب جو‬

‫گر ز نام و حرف خواهى بگذرى‬ ‫

پاک کن خود را ز خود هین یک سرى‬

‫همچو آهن ز آهنى بى رنگ شو‬ ‫

در ریاضت آینه ى بى زنگ شو‬

‫خویش را صافى کن از اوصاف خود‬

‫تا ببینى ذات پاک صاف خود‬

‫بینى اندر دل علوم انبیا‬

‫بى کتاب و بى معید و اوستا‬

‫گفت پیغمبر که هست از امتم‬

‫کاو بود هم گوهر و هم همتم‬

‫مر مرا ز آن نور بیند جانشان‬ ‫

که من ایشان را همى بینم بدان‬

‫بى صحیحین و احادیث و رواه‬ ‫

بلکه اندر مشرب آب حیات‬

‫سر امسینا لکردیا بدان‬ ‫

راز اصبحنا عرابیا بخوان‬

‫ور مثالى خواهى از علم نهان‬

‫قصه گو از رومیان و چینیان‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.