خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد‬

hafez-shirazi1

 

‫پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد‬
‫وان راز که در دل بنهفتم به درافتاد‬

از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر‬
‫ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد‬

دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم‬
‫چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد‬

از رهگذر خاک سر کوی شما بود‬
‫هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد‬

مژگان تو تا تیغ جهان گیر برآورد‬
‫بس کشته دل زنده که بر یک دگر افتاد‬

بس تجربه کردیم در این دیر مکافات‬
‫با دردکشان هر که درافتاد برافتاد‬

گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد‬
‫با طینت اصلی چه کند بدگهر افتاد‬

حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود‬
‫بس طرفه حریفیست کش اکنون به سر افتاد‬

خواجه حافظ شیرازی

 

hafezieh-14

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.