خانه / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از حسین بیگ : اگر گویم مرا با تو سرو کار است می رنجی

سروده ای از حسین بیگ : اگر گویم مرا با تو سرو کار است می رنجی

Poetry

 
اگر گویم مرا با تو سرو کار است می رنجی
اگر گویم رفیقان تو بسیار است می رنجی
اگر گویم غم هجر تو بسیار است می رنجی
اگر گویم تنم از غصه بیمار است می رنجی
مرنجان خاطرخودراازاین دلداده ی کویت
نیفتاده نگاه من دمی با دفتر رویت
سرافتاده یی بنگر که آندر حلقه رویت
من بیدل خجالت دارم از نادیدن رویت
ازین دوری به قلبم زخم بسسار است می رنجی
اگر خواهد خدا مارا سرکوی تو می آیم
ندیده روی تو،من دیدن روی تومی آیم
قدم خم گشته مانند سرموی تو می آیم
چوصیاد پی رم خورده آهوی تو می آیم
اگر گویم مرا عشق تو سر شار است می رنجی
شنیدستم که با عاشق عجب شیرین سخن داری
عجب چشم و عحب ابرو،عجب شیرین دهن داری
عجب زلف و عجب گردن،عجب خلق حسن داری
عجب قدو عجب قامت،عجب نازک بدن داری
اگر گویم به عشقت راز بسیار است می رنجی

حسن بیگ – قرن 13

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.