خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد‬

hafez-(5)

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد‬
‫بسوختیم در این آرزوی خام و نشد‬

به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم‬
‫شدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشد‬

پیام داد که خواهم نشست با رندان‬
‫بشد به رندی و دردی کشیم نام و نشد‬

رواست در بر اگر می طپد کبوتر دل‬
‫که دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشد‬

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل‬
‫چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد‬

به کوی عشق منه بی دلیل راه قدم‬
‫که من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد‬

فغان که در طلب گنج نامه مقصود‬
‫شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد‬

دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور‬
‫بسی شدم به گدایی بر کرام و نشد‬

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر‬
‫در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-22

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.