خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می برد‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می برد‬ ‫

sadi

‫‫

‫آن کیست کاندر رفتنش صبر از دل ما می برد‬ ‫

ترک از خراسان آمدست از پارس یغما می برد‬

‫شیراز مشکین می کند چون ناف آهوی ختن‬ ‫

گر باد نوروز از سرش بویی به صحرا می برد‬

‫من پاس دارم تا به روز امشب به جای پاسبان‬ ‫

کان چشم خواب آلوده خواب از دیده ما می برد‬

‫برتاس در بر می کنم یک لحظه بی اندام او‬ ‫

چون خارپشتم گوییا سوزن در اعضا می برد‬

‫بسیار می گفتم که دل با کس نپیوندم ولی‬ ‫

دیدار خوبان اختیار از دست دانا می برد‬

‫دل برد و تن درداده ام ور می کشد استاده ام‬ ‫

کخر نداند بیش از این یا می کشد یا می برد‬

‫چون حلقه در گوشم کند هر روز لطفش وعده ای

دیگر چو شب نزدیک شد چون زلف در پا می برد‬

‫حاجت به ترکی نیستش تا در کمند آرد دلی‬

‫من خود به رغبت در کمند افتاده ام تا می برد‬

‫هر کو نصیحت می کند در روزگار حسن او‬ ‫

دیوانگان عشق را دیگر به سودا می برد‬

‫وصفش نداند کرد کس دریای شیرینست و بس‬ ‫

سعدی که شوخی می کند گوهر به دریا می برد‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.