خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : روستایى گاو در آخر ببست‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : روستایى گاو در آخر ببست‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

خاریدن روستایى در تاریکى شیر را به گمان آن آه گاو اوست‬

*

‫‬‬‬‫روستایى گاو در آخر ببست‬

‫شیر گاوش خورد و بر جایش نشست‬

‫روستایى شد در آخر سوى گاو‬

‫گاو را مى جست شب آن کنج کاو‬

‫دست مى مالید بر اعضاى شیر‬ ‫

پشت و پهلو گاه بالا گاه زیر‬

‫گفت شیر ار روشنى افزون شدى‬

‫زهره اش بدریدى و دل خون شدى‬

‫این چنین گستاخ ز آن مى خاردم‬ ‫

کاو درین شب گاو مى پنداردم‬

‫حق همى گوید که اى مغرور کور‬ ‫

نه ز نامم پاره پاره گشت طور‬

‫که لو انزلنا کتابا للجبل‬ ‫

لانصدع ثم انقطع ثم ارتحل‬

‫از من ار کوه احد واقف بدى‬ ‫

پاره گشتى و دلش پر خون شدى‬

‫از پدر وز مادر این بشنیده اى‬ ‫

لاجرم غافل در این پیچیده اى‬

‫گر تو بى تقلید از این واقف شوى‬

‫بى نشان از لطف چون هاتف شوى‬

‫بشنو این قصه پى تهدید را‬

‫تا بدانى آفت تقلید را‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.