خانه / Literature / سروده ای از حسین پناهی : دلقک

سروده ای از حسین پناهی : دلقک

حسین-پناهی-2

 


‫ ‫دلقک

*

بعد از آن شب بود

که انسان را همه دیدند

با بادبادک سرش

که بزرگ و بزرگتر می شد به فوت علم

و تماشاچیان تاجر

تخمین می زدند که در این استوانه بزرگ

می شود هزار اسب و الاغ را

به هزار آخور پر از کاه و علوفه بست

و همه دیدند که آن شب او

انگشتر اعتقاد به سپیدار ها را

از انگشت خود بیرون کشید

با کلاهی از یال شیر

بارانی ای از پوست وال

شلواری از چرم کرگدن

کفشی از پوست گاومیش

موهایی از یال بلند اسب

دندانهایی از عاج فیل

و استخوانهایی همه از طلای ناب

و قلبش

تنها قلبش  قلب خود او بود

کندوی نو ساخته ای

که زنبورانش در دفتر شعر شاعری

همه سوخته بودند

به آتش گلهای سرخ و زرد

حسین پناهی

حسین پناهی -شاخص

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.