خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : بسا رنجها کز جهان دیده اند‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بسا رنجها کز جهان دیده اند‬

فردوسی-و-شاهنامه

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

پیداکردن کیخسرو پس از هفت سال جستجو

*‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫بسا رنجها کز جهان دیده اند‬
‫ز بهر بزرگی پسندیده اند‬
‫سرانجام بستر جز از خاک نیست‬
‫ازو بهره زهرست و تریاک نیست‬
‫چو دانی که ایدر نمانی دراز‬
‫‪‫به تارک چرا بر نهی تاج آز‬
‫همان آز را زیر خاک آوری‬
‫سرش را سر اندر مغاک آوری‬
‫ترا زین جهان شادمانی بس است‬
‫کجا رنج تو بهر دیگر کس است‬
‫تو رنجی و آسان دگر کس خورد‬
‫سوی گور و تابوت تو ننگرد‬
‫برو نیز شادی سرآید همی‬
‫سرش زیر گرد اندر آید همی‬
‫ز روز گذر کردن اندیشه کن‬
‫پرستیدن دادگر پیشه کن‬
‫بترس از خدا و میازار کس‬
‫ره رستگاری همین است و بس‬
‫کنون ای خردمند بیدار دل‬
‫مشو در گمان پای درکش ز گل‬
‫ترا کردگارست پروردگار‬
‫توی بنده و کرده ی کردگار‬
‫چو گردن به اندیشه زیر آوری‬
‫ز هستی مکن پرسش و داوری‬
‫نشاید خور و خواب با آن نشست‬
‫که خستو نباشد بیزدان که هست‬
‫دلش کور باشد سرش بی خرد‬
‫خردمندش از مردمان نشمرد‬
‫ز هستی نشانست بر آب و خاک‬
‫ز دانش منش را مکن در مغاک‬
‫توانا و دانا و دارنده اوست‬
‫خرد را و جان را نگارنده اوست‬
‫جهان آفرید و مکان و زمان‬
‫پی پشه ی خرد و پیل گران‬
‫چو سالار ترکان به دل گفت من‬
‫به بیشی برآرم سر از انجمن‬
‫چنان شاهزاده جوان را بکشت‬
‫ندانست جز گنج و شمشیر پشت‬
‫هم از پشت او روشن کردگار‬
‫درختی برآورد یازان به بار‬
‫که با او بگفت آنک جز تو کس است‬
‫که اندر جهان کردگار او بس است‬
‫خداوند خورشید و کیوان و ماه‬
‫کزویست پیروزی و دستگاه‬
‫خداوند هستی و هم راستی‬
‫نخواهد ز تو کژی و کاستی‬
‫جز از رای و فرمان او راه نیست‬
‫خور و ماه ازین دانش آگاه نیست‬
‫پسر را بفرمود گودرز پیر‬
‫به توران شدن کار را ناگریز‬
‫به فرمان او گیو بسته میان‬
‫بیامد به کردار شیر ژیان‬
‫همی تاخت تا مرز توران رسید‬
‫هر آنکس که در راه تنها بدید‬
‫زبان را به ترکی بیاراستی‬
‫ز کیخسرو از وی نشان خواستی‬
‫چو گفتی ندارم ز شاه آگهی‬
‫تنش را ز جان زود کردی تهی‬
‫به خم کمندش بیاویختی‬
‫سبک از برش خاک بربیختی‬
‫بدان تا نداند کسی راز او‬
‫همان نشنود نام و آواز او‬
‫یکی را همی برد با خویشتن‬
‫ورا رهنمون بود زان انجمن‬
‫همی رفت بیدار با او به راه‬
‫برو راز نگشاد تا چندگاه‬
‫بدو گفت روزی که اندر جهان‬
‫سخن پرسم از تو یکی در نهان‬
‫گر ایدونک یابم ز تو راستی‬
‫بشویی به دانش دل از کاستی‬
‫ببخشم ترا هرچ خواهی ز من‬
‫ندارم دریغ از تو پرمایه تن‬
‫چنین داد پاسخ که دانش بسست‬
‫ولیکن پراگنده با هر کسست‬
‫اگر زانک پرسیم هست آگهی‬
‫ز پاسخ زبان را نیابی تهی‬
‫بدو گفت کیخسرو اکنون کجاست‬
‫بباید به من برگشادنت راست‬
‫چنین داد پاسخ که نشنیده ام‬
‫چنین نام هرگز نپرسیده ام‬
‫چو پاسخ چنین یافت از رهنمون‬
‫بزد تیغ و انداختش سرنگون‬
‫به توران همی رفت چون بیهشان‬
‫مگر یابد از شاه جایی نشان‬
‫چنین تا برآمد برین هفت سال‬
‫میان سوده از تیغ و بند دوال‬
‫خورش گور و پوشش هم از چرم گور‬
‫گیا خوردن باره و آب شور‬
‫همی گشت گرد بیابان و کوه‬
‫به رنج و به سختی و دور از گروه‬
‫چنان بد که روزی پراندیشه بود‬
‫به پیشش یکی بارور بیشه بود‬
‫بدان مرغزار اندر آمد دژم‬
‫‪‫جهان خرم و مرد را دل به غم‬
‫زمین سبز و چشمه پر از آب دید‬
‫همی جای آرامش و خواب دید‬
‫فرود آمد و اسپ را برگذاشت‬
‫بخفت و همی بر دل اندیشه داشت‬
‫همی گفت مانا که دیو پلید‬
‫بر پهلوان بد که آن خواب دید‬
‫ز کیخسرو ایدر نبینم نشان‬
‫چه دارم همی خویشتن را کشان‬
‫کنون گر به رزماند یاران من‬
‫به بزم اندرون غمگساران من‬
‫یکی نامجوی و یکی شادروز‬
‫مرا بخت بر گنبد افشاند گوز‬
‫همی برفشانم به خیره روان‬
‫خمیدست پشتم چو خم کمان‬
‫همانا که خسرو ز مادر نزاد‬
‫وگر زاد دادش زمانه به باد‬
‫ز جستن مرا رنج و سختیست بهر‬
‫انوشه کسی کاو بمیرد به زهر‬
‫سرش پر ز غم گرد آن مرغزار‬
‫همی گشت شه را کنان خواستار‬
‫یکی چشمه ای دید تابان ز دور‬
‫یکی سرو بالا دل آرام پور‬
‫یکی جام پر می گرفته به چنگ‬
‫به سر بر زده دسته ی بوی و رنگ‬
‫ز بالای او فره ی ایزدی‬
‫پدید آمد و رایت بخردی‬
‫تو گفتی منوچهر بر تخت عاج‬
‫نشستست بر سر ز پیروزه تاج‬
‫همی بوی مهر آمد از روی او‬
‫همی زیب تاج آمد از موی او‬
‫به دل گفت گیو این بجز شاه نیست‬
‫چنین چهره جز در خور گاه نیست‬
‫پیاده بدو تیز بنهاد روی‬
‫چو تنگ اندر آمد گو شاه جوی‬
‫گره سست شد بر در رنج او‬
‫پدید آمد آن نامور گنج او‬
‫چو کیخسرو از چشمه او را بدید‬
‫بخندید و شادان دلش بردمید‬
‫به دل گفت کاین گرد جز گیو نیست‬
‫بدین مرز خود زین نشان نیونیست‬
‫مرا کرد خواهد همی خواستار‬
‫به ایران برد تا کند شهریار‬
‫چو آمد برش گیو بردش نماز‬
‫بدو گفت کای نامور سرافراز‬
‫برانم که پور سیاوش توی‬
‫ز تخم کیانی و کیخسروی‬
‫چنین داد پاسخ ورا شهریار‬
‫که تو گیو گودرزی ای نامدار‬
‫بدو گفت گیو ای سر راستان‬
‫ز گودرز با تو که زد داستان‬
‫ز کشواد و گیوت که داد آگهی‬
‫که با خرمی بادی و فرهی‬
‫بدو گفت کیخسرو ای شیر مرد‬
‫مرا مادر این از پدر یاد کرد‬
‫که از فر یزدان گشادی سخن‬
‫بدانگه که اندرزش آمد به بن‬
‫همی گفت با نامور مادرم‬
‫کز ایدر چه آید ز بد بر سرم‬
‫سرانجام کیخسرو آید پدید‬
‫بجا آورد بندها را کلید‬
‫بدانگه که گردد جهاندار نیو‬
‫ز ایران بیاید سرافراز گیو‬
‫مر او را سوی تخت ایران برد‬
‫بر نامداران و شیران برد‬
‫جهان را به مردی به پای آورد‬
‫همان کین ما را بجای آورد‬
‫بدو گفت گیو ای سر سرکشان‬
‫ز فر بزرگی چه داری نشان‬
‫نشان سیاوش پدیدار بود‬
‫چو بر گلستان نقطه ی قار بود‬
‫تو بگشای و بنمای بازو به من‬
‫نشان تو پیداست بر انجمن‬
‫برهنه تن خویش بنمود شاه‬
‫نگه کرد گیو آن نشان سیاه‬
‫که میراث بود از گه کیقباد‬
‫درستی بدان بد کیان را نژاد‬
‫چو گیو آن نشان دید بردش نماز‬
‫همی ریخت آب و همی گفت راز‬
‫گرفتش به بر شهریار زمین‬
‫ز شادی برو بر گرفت آفرین‬
‫از ایران بپرسید و ز تخت و گاه‬
‫ز گودرز وز رستم نیک خواه‬
‫بدو گفت گیو ای جهاندار کی‬
‫سرافراز و بیدار و فرخنده پی‬
‫جهاندار دارنده ی خوب و زشت‬
‫مراگر نمودی سراسر بهشت‬
‫همان هفت کشور به شاهنشهی‬
‫‪‫نهاد بزرگی و تاج مهی‬
‫نبودی دل من بدین خرمی‬
‫که روی تو دیدم به توران ز می‬
‫که داند به گیتی که من زنده ام‬
‫به خاکم و گر بتش افگنده ام‬
‫سپاس از جهاندار کاین رنج سخت‬
‫به شادی و خوبی سرآورد بخت‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.