خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : جهانجوی چون شد سرافراز و گرد‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : جهانجوی چون شد سرافراز و گرد‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

روانه شدن طوس سپهدار بسمت توران بفرمان کیخسرو

*‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫جهانجوی چون شد سرافراز و گرد‬
‫سپه را بدشمن نشاید سپرد‬
‫سرشک اندر آید بمژگان ز رشک‬
‫سرشکی که درمان نداند پزشک‬
‫کسی کز نژاد بزرگان بود‬
‫به بیشی بماند سترگ آن بود‬
‫چو بی کام دل بنده باید بدن‬
‫بکام کسی داستانها زدن‬
‫سپهبد چو خواند ورا دوستدار‬
‫نباشد خرد با دلش سازگار‬
‫گرش زآرزو بازدارد سپهر‬
‫همان آفرینش نخواند بمهر‬
‫ورا هیچ خوبی نخواهد به دل‬
‫شود آرزوهای او دلگسل‬
‫و دیگر کش از بن نباشد خرد‬
‫خردمندش از مردمان نشمرد‬
‫چو این داستان سربسر بشنوی‬
‫ببینی سر مایه ی بدخوی‬
‫چو خورشید بنمود بالای خویش‬
‫نشست از بر تند بالای خویش‬
‫بزیر اندر آورد برج بره‬
‫چنین تا زمین زرد شد یکسره‬
‫تبیره برآمد ز درگاه طوس‬
‫همان ناله ی بوق و آوای کوس‬
‫ز کشور برآمد سراسر خروش‬
‫زمین پرخروش و هوا پر ز جوش‬
‫از آواز اسپان و گرد سپاه‬
‫بشد قیرگون روی خورشید و ماه‬
‫ز چاک سلیح و ز آوای پیل‬
‫تو گفتی بیاگند گیتی به نیل‬
‫هوا سرخ و زرد و کبود و بنفش‬
‫ز تابیدن کاویانی درفش‬
‫بگردش سواران گودرزیان‬
‫میان اندرون اختر کاویان‬
‫سپهدار با افسر و گرز و نای‬
‫بیامد ز بالای پرده سرای‬
‫بشد طوس با کاویانی درفش‬
‫بپای اندرون کرده زرینه کفش‬
‫یکی پیل پیکر درفش از برش‬
‫بابر اندر آورده تابان سرش‬
‫بزرگان که با طوق و افسر بدند‬
‫جهانجوی وز تخم نوذر بدند‬
‫برفتند یکسر چو کوهی سیاه‬
‫گرازان و تازان بنزدیک شاه‬
‫بفرمود تا نامداران گرد‬
‫ز لشکر سپهبد سوی شاه برد‬
‫چو لشکر همه نزد شاه آمدند‬
‫دمان با درفش و کلاه آمدند‬
‫بدیشان چنین گفت بیدار شاه‬
‫که طوس سپهبد به پیش سپاه‬
‫بپایست با اختر کاویان‬
‫بفرمان او بست باید میان‬
‫بدو داد مهری به پیش سپاه‬
‫که سالار اویست و جوینده راه‬
‫بفرمان او بود باید همه‬
‫کجا بندها زو گشاید همه‬
‫بدو گفت مگذر ز پیمان من‬
‫نگهدار آیین و فرمان من‬
‫نیازرد باید کسی را براه‬
‫چنینست آیین تخت و کلاه‬
‫کشاورز گر مردم پیشه ور‬
‫کسی کو بلشکر نبندد کمر‬
‫نباید که بر وی وزد باد سرد‬
‫مکوش ایچ جز با کسی همنبرد‬
‫نباید نمودن ببی رنج رنج‬
‫که بر کس نماند سرای سپنج‬
‫گذر زی کلات ایچ گونه مکن‬
‫گر آن ره روی خام گردد سخن‬
‫روان سیاوش چو خورشید باد‬
‫بدان گیتیش جای امید باد‬
‫پسر بودش از دخت پیران یکی‬
‫که پیدا نبود از پدر اندکی‬
‫برادر به من نیز ماننده بود‬
‫جوان بود و همسال و فرخنده بود‬
‫کنون در کلاتست و با مادرست‬
‫جهانجوی با فر و با لشکرست‬
‫نداند کسی را ز ایران بنام‬
‫ازان سو به نباید کشیدن لگام‬
‫سپه دارد و نامداران جنگ‬
‫یکی کوه بر راه دشوار و تنگ‬
‫همو مرد جنگست و گرد و سوار‬
‫بگوهر بزرگ و بتن نامدار‬
‫براه بیابان بباید شدن‬
‫نه نیکو بود راه شیران زدن‬
‫چنین گفت پس طوس با شهریار‬
‫که از رای تو نگذرد روزگار‬
‫براهی روم کم تو فرمان دهی‬
‫نیاید ز فرمان تو جز بهی‬
‫سپهبد بشد تیز و برگشت شاه‬
‫سوی کاخ با رستم و با سپاه‬
‫یکی مجلس آراست با پیلتن‬
‫رد و موبد و خسرو رای زن‬
‫فراوان سخن گفت ز افراسیاب‬
‫ز رنج تن خویش وز درد باب‬
‫ز آزردن مادر پارسا‬
‫که با ما چه کرد آن بد پرجفا‬
‫مرا زی شبانان بی مایه داد‬
‫ز من کس ندانست نام و نژاد‬
‫فرستادم این بار طوس و سپاه‬
‫ازین پس من و تو گذاریم راه‬
‫جهان بر بداندیش تنگ آوریم‬
‫سر دشمنان زیر سنگ آوریم‬
‫ورا پیلتن گفت کین غم مدار‬
‫به کام تو گردد همه روزگار‬
‫وزان روی منزل بمنزل سپاه‬
‫همی رفت و پیشاندر آمد دو راه‬
‫ز یک سو بیابان بی آب و نم‬
‫کلات از دگر سوی و راه چرم‬
‫بماندند بر جای پیلان و کوس‬
‫بدان تا بیاید سپهدار طوس‬
‫کدامین پسند آیدش زین دو راه‬
‫بفرمان رود هم بران ره سپاه‬
‫چو آمد بر سرکشان طوس نرم‬
‫سخن گفت ازان راه بی آب و گرم‬
‫بگودرز گفت این بیابان خشک‬
‫اگر گرد عنبر دهد باد مشک‬
‫چو رانیم روزی به تندی دراز‬
‫بب و بسایش آید نیاز‬
‫همان به که سوی کلات و چرم‬
‫برانیم و منزل کنیم از میم‬
‫چپ و راست آباد و آب روان‬
‫بیابان چه جوییم و رنج روان‬
‫مرا بود روزی بدین ره گذر‬
‫چو گژدهم پیش سپه راهبر‬
‫ندیدیم از این راه رنجی دراز‬
‫مگر بود لختی نشیب و فراز‬
‫بدو گفت گودرز پرمایه شاه‬
‫ترا پیشرو کرد پیش سپاه‬
‫بران ره که گفت او سپه را بران‬
‫نباید که آید کسی را زیان
‫نباید که گردد دل آزرده شاه‬
‫بد آید ز آزار او بر سپاه‬
‫بدو گفت طوس ای گو نامدار‬
‫ازین گونه اندیشه در دل مدار‬
‫کزین شاه را دل نگردد دژم‬
‫سزد گر نداری روان جفت غم‬
‫همان به که لشکر بدین سو بریم‬
‫بیابان و فرسنگها نشمریم‬
‫بدین گفته بودند همداستان‬
‫برین بر نزد نیز کس داستان‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.