خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دید موسى یک شبانى را به راه‬ ‫

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دید موسى یک شبانى را به راه‬ ‫

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

انکار کردن موسى علیه السلام بر مناجات شبان‬

*

‫‬‬‬‫

‫دید موسى یک شبانى را به راه‬ ‫

کاو همى گفت اى خدا و اى اله‬

‫تو کجایى تا شوم من چاکرت‬ ‫

چارقت دوزم کنم شانه سرت‬

‫جامه ات شویم شپشهایت کشم‬

‫شیر پیشت آورم اى محتشم‬

‫دستکت بوسم بمالم پایکت‬

‫وقت خواب آید بروبم جایکت‬

‫اى فداى تو همه بزهاى من‬ ‫

اى به یادت هیهى و هیهاى من‬

‫این نمط بى هوده مى گفت آن شبان‬ ‫

گفت موسى با کى است این اى فلان‬

‫گفت با آن کس که ما را آفرید‬

‫این زمین و چرخ از او آمد پدید‬

‫گفت موسى هاى خیره سر شدى‬ ‫

خود مسلمان ناشده کافر شدى‬

‫این چه ژاژست و چه کفر است و فشار‬

‫پنبه اى اندر دهان خود فشار‬

‫گند کفر تو جهان را گنده کرد‬

کفر تو دیباى دین را ژنده کرد‬

‫چارق و پا تابه لایق مر تراست‬

‫آفتابى را چنینها کى رواست‬

‫گر نبندى زین سخن تو حلق را‬

‫آتشى آید بسوزد خلق را‬

‫آتشى گر نامده ست این دود چیست‬ ‫

جان سیه گشته روان مردود چیست‬

‫گر همى دانى که یزدان داور است‬

‫ژاژ و گستاخى ترا چون باور است‬

‫دوستى بى خرد خود دشمنى است‬ ‫

حق تعالى زین چنین خدمت غنى است‬

‫با که مى گویى تو این با عم و خال‬ ‫

جسم و حاجت در صفات ذو الجلال‬

‫شیر او نوشد که در نشو و نماست‬ ‫

چارق او پوشد که او محتاج پاست‬

‫ور براى بندهش است این گفت وگو‬ ‫

آن که حق گفت او من است و من خود او‬

‫آن که گفت انى مرضت لم تعد‬

‫من شدم رنجور او تنها نشد‬

‫آن که بى یسمع و بى یبصر شده ست‬ ‫

در حق آن بنده این هم بى هده ست‬

‫بى ادب گفتن سخن با خاص حق‬ ‫

دل بمیراند سیه دارد ورق‬

‫گر تو مردى را بخوانى فاطمه‬

‫گر چه یک جنسند مرد و زن همه‬

‫قصد خون تو کند تا ممکن است‬ ‫

گر چه خوش خو و حلیم و ساکن است‬

‫فاطمه مدح است در حق زنان‬ ‫

مرد را گویى بود زخم سنان‬

‫دست و پا در حق ما استایش است‬

‫در حق پاکى حق آلایش است‬

‫لم یلد لم یولد او را لایق است‬ ‫

والد و مولود را او خالق است‬

‫هر چه جسم آمد ولادت وصف اوست‬ ‫

هر چه مولود است او زین سوى جوست‬

‫ز انکه از کون و فساد است و مهین‬ ‫

حادث است و محدثى خواهد یقین‬

‫گفت اى موسى دهانم دوختى‬

‫و ز پشیمانى تو جانم سوختى‬

‫جامه را بدرید و آهى کرد تفت‬ ‫

سر نهاد اندر بیابانى و رفت‬

 

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.