خانه / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : نشد یک لحظه از یادت جدا دل

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : نشد یک لحظه از یادت جدا دل

Lahoti -1

 

‫نشد یک لحظه از یادت جدا دل !‬

زهی دل ، آفرین دل ، مرحبا دل !

ز دستش یک دم آسایش ندارم ،‬

نمی دانم چه باید کرد با دل ؟‬

هزاران بار منعش کردم از عشق ،‬

مگر برگشت از راه خطا دل ! …‬

به چشمانت مرا دل مبتلا کرد ،‬

فلاکت دل ، مصیبت دل ، بلا دل !‬

از این دل داد من ِبستان خدایا ،‬

ز دستش تا به کی گویم : خدا ، دل !‬

درون سینه آهی هم ندارد ،‬

ستمکش دل ، پریشان دل ، گدا دل !‬

به تاری گردنش را بسته زلفت ،‬

فقیر و عاجز و بی دست و پا دل !‬

بشد خاک و زکویت برنخیزد ،‬

زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل !‬

زعقل و دل دگر از من مپرسید ،‬

چو عشق آمد ، کجا عقل و کجا دل ؟‬

تو ، لاهوتی ، ز دل نالی ، دل از تو ،‬

حیا کن ، یا تو ساکت باش یا دل !‬

‫‬

ابوالقاسم لاهوتی

اسلامبول 1918‬


Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.