خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

hafez-(5)

 

‫ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید‬
‫وجه می می خواهم و مطرب که می گوید رسید‬

شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام‬
‫بار عشق و مفلسی صعب است می باید کشید‬

قحط جود است آبروی خود نمی باید فروخت‬
‫باده و گل از بهای خرقه می باید خرید‬

گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش‬
‫من همی کردم دعا و صبح صادق می دمید‬

با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ‬
‫از کریمی گوییا در گوشه ای بویی شنید‬

دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک‬
‫جامه ای در نیک نامی نیز می باید درید‬

این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت‬
‫وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید‬

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق‬
‫گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید‬

تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد‬
‫این قدر دانم که از شعر ترش خون می چکید‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-24b

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.