خانه / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : محتسب در نیم شب جایى رسید‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : محتسب در نیم شب جایى رسید‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫‫‫‫

 

خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان‬


*
‫‫‫‫‫
‫محتسب در نیم شب جایى رسید‬
‫در بن دیوار مستى خفته دید‬
‫گفت هى مستى چه خورده ستى بگو‬
‫گفت از این خوردم که هست اندر سبو‬
‫گفت آخر در سبو واگو که چیست‬
‫گفت از آن که خورده ام گفت این خفى است‬
‫گفت آن چه خورده اى آن چیست آن‬
‫گفت آن که در سبو مخفى است آن‬
‫دور مى شد این سؤال و این جواب‬
‫ماند چون خر محتسب اندر خلاب‬
‫گفت او را محتسب هین که آن‬
‫مست هو هو کرد هنگام سخن‬
‫گفت گفتم که آن هو مى کنى‬
‫گفت من شاد و تو از غم دم زنى‬
‫آه از درد و غم و بى دادى است‬
‫هوى هوى مى خوران از شادى است‬
‫محتسب گفت این ندانم خیز خیز‬
‫معرفت متراش و بگذار این ستیز‬
‫گفت رو تو از کجا من از کجا‬
‫گفت مستى خیز تا زندان بیا‬
‫گفت مست اى محتسب بگذار و رو‬
‫از برهنه کى توان بردن گرو‬
‫گر مرا خود قوت رفتن بدى‬
‫خانه ى خود رفتمى وین کى شدى‬
‫من اگر با عقل و با امکانمى‬
‫همچو شیخان بر سر دکانمى‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.