خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ‬

Hafiz

 

‫‫‫‫سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ‬
‫که تا چو بلبل بی دل کنم علاج دماغ‬

به جلوه گل سوری نگاه می کردم‬
‫که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ‬

چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور‬
‫که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ‬

گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم‬
‫نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ‬

زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن‬
‫دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ‬

یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست‬
‫یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ‬

نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان‬
‫که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - 6

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.