خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : بفرمود خسرو بفرزانگان‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بفرمود خسرو بفرزانگان‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

داستان بیژن و منیژه‬

فرستادن بزرگان سپاه به پیشواز رستم توسط کیخسرو

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫بفرمود خسرو بفرزانگان‬
‫بمهتر نژادان و مردانگان‬
‫پذیره شدن پیش او با سپاه‬
‫که آمد بفرمان خسرو براه‬
‫بگفتند گودرز کشواد را‬
‫شه نوذران طوس و فرهاد را‬
‫دو بهره ز گردان گردنکشان‬
‫چه از گرزداران مردمکشان‬
‫بر آیین کاوس برخاستند‬
‫پذیره شدن را بیاراستند‬
‫جهان شد ز گرد سواران بنفش‬
‫درخشان سنان و درفشان درفش‬
‫چو نزدیک رستم فراز آمدند‬
‫پیاده برسم نماز آمدند‬
‫ز اسب اندر آمد جهان پهلوان‬
‫کجا پهلوانان بپشش نوان‬
‫بپرسید مر هریکی را ز شاه‬
‫ز گردنده خورشید و تابنده ماه‬
‫نشستند گردان و رستم بر اسب‬
‫بکردار رخشنده آذرگشسب‬
‫چو آمد بر شاه کهترنواز‬
‫نوان پیش او رفت و بردش نماز‬
‫ستایش کنان پیش خسرو دوید‬
‫که مهر و ستایش مر او را سزید‬
‫برآورد سر آفرین کرد و گفت‬
‫مبادت جز از بخت پیروز جفت‬
‫چو هرمزد بادت بدین پایگاه‬
‫چو بهمن نگهبان فرخ کلاه‬
‫همه ساله اردیبهشت هژیر‬
‫نگهبان تو با هش و رای پیر‬
‫چو شهریورت باد پیروزگر‬
‫بنام بزرگی و فر و هنر‬
‫سفندارمذ پاسبان تو باد‬
‫خرد جان روشن روان تو باد‬
‫چو خردادت از یاوران بر دهاد‬
‫ز مرداد باش از بر و بوم شاد‬
‫دی و اورمزدت خجسته بواد‬
‫در هر بدی بر تو بسته بواد‬
‫دیت آذر افروز و فرخنده روز‬
‫تو شادان و تاج تو گیتی فروز‬
‫چو این آفرین کرد رستم بپای‬
‫بپرسید و کردش بر خویش جای‬
‫بدو گفت خسرو درست آمدی‬
‫که از جان تو دور بادا بدی‬
‫توی پهلوان کیان جهان‬
‫نهان آشکار آشکارت نهان‬
‫گزین کیانی و پشت سپاه‬
‫نگهدار ایران و لشکر پناه‬
‫مرا شاد کردی بدیدار خویش‬
‫بدین پر هنر جان بیدار خویش‬
‫زواره فرامرز و دستان سام‬
‫درستند ازیشان چه داری پیام‬
‫فرو بود رستم ببوسید تخت‬
‫که ای نامور خسرو نیکبخت‬
‫ببخت تو هر سه درستند و شاد‬
‫انوشه کسی کش کند شاه یاد‬
‫بسالار نوبت بفرمود شاه‬
‫که گودرز و طوس و گوان را بخواه‬
‫در باغ بگشاد سالار بار‬
‫نشستنگهی بود بس شاهوار‬
‫بفرمود تا تاج زرین و تخت‬
‫نهادند زیر گلفشان درخت‬
‫همه دیبه ی خسروانی بباغ‬
‫بگسترد و شد گلستان چون چراغ‬
‫درختی زدند از بر گاه شاه‬
‫کجا سایه گسترد بر تاج و گاه‬
‫تنش سیم و شاخش ز یاقوت و زر‬
‫برو گونه گون خوشه های گهر‬
‫عقیق و زمرد همه برگ و بار‬
‫فروهشته از تاج چون گوشوار‬
‫همه بار زرین ترنج و بهی‬
‫میان ترنج و بهیها تهی‬
‫بدو اندرون مشک سوده بمی‬
‫همه پیکرش سفته برسان نی‬
‫کرا شاه بر گاه بنشاندی‬
‫برو باد ازو مشک بفشاندی‬
‫همه میگساران بیپش اندرا‬
‫همه بر سران افسر از گوهرا‬
‫ز دیبای زربفت چینی قبای‬
‫همه پیش گاه سپهبد بپای‬
‫همه طوق بربسته و گوشوار‬
‫بریشان همه جامه گوهرنگار‬
‫همه رخ چو دیبای رومی برنگ‬
‫فروزنده عود و خروشنده چنگ‬
‫همه دل پر از شادی و می بدست‬
‫رخان ارغوانی و نابوده مست‬
‫بفرمود تا رستم آمد بتخت‬
‫نشست از بر گاه زیر درخت‬
‫برستم چنین گفت پس شهریار‬
‫که ای نیک پیوند و به روزگار‬
‫ز هر بد توی پیش ایران سپر‬
‫همیشه چو سیمرغ گسترده پر‬
‫چه درگاه ایران چه پیش کیان‬
‫همه بر در رنج بندی میان‬
‫شناسی تو کردار گودرزیان‬
‫به آسانی و رنج و سود و زیان‬
‫میان بسته دارند پیشم بپای‬
‫همیشه بنیکی مرا رهنمای‬
‫بتنها تن گیو کز انجمن‬
‫ز هر بد سپر بود در پیش من‬
‫چنین غم بدین دوده نامد بنیز‬
‫غم و درد فرزند برتر ز چیز‬
‫بدین کار گر تو ببندی میان‬
‫پذیره نیایدت شیر ژیان‬
‫کنون چاره ی کار بیژن بجوی‬
‫که او را ز توران بد آمد بروی‬
‫ز گردان و اسبان و شمشیر و گنج‬
‫ببر هرچ باید مدار این برنج‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.