خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گر دست رسد در سر زلفین تو بازم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گر دست رسد در سر زلفین تو بازم‬

hafez-(5)

 

‫گر دست رسد در سر زلفین تو بازم‬
‫چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم‬

زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست‬
‫در دست سر مویی از آن عمر درازم‬

پروانه راحت بده ای شمع که امشب‬
‫از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم‬

آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی
‫مستان تو خواهم که گزارند نمازم‬

چون نیست نماز من آلوده نمازی‬
‫در میکده زان کم نشود سوز و گدازم‬

در مسجد و میخانه خیالت اگر آید‬
‫محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم‬

گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی‬
‫چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم‬

محمود بود عاقبت کار در این راه‬
‫گر سر برود در سر سودای ایازم‬

حافظ غم دل با که بگویم که در این دور‬
‫جز جام نشاید که بود محرم رازم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - 6

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.