خانه / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : اندوه فقر‬‬

سروده ای از پروین اعتصامی : اندوه فقر‬‬

پروین اعتصامی 2

 

اندوه فقر‬

*

‫با دوک خویشن، پیرزنی گفت وقت کار‬
‫کاوخ! ز پنبه ریشتنم موی شد سفید‬
‫از بس که بر تو خم شدم و چشم دوختم‬ ‫
کم نور گشت دیده ام و قامتم خمید‬
‫ابر آمد و گرفت سر کلبه ی مرا‬
‫بر من گریست زار که فصل شتا رسید‬
‫جز من که دستم از همه چیز جهان تهیست‬
‫هر کس که بود، برگ زمستان خود خرید‬
‫بی زر، کسی بکس ندهد هیزم و زغال‬
‫این آرزوست گر نگری، آن یکی امید‬
‫بر بست هر پرنده در آشیان خویش‬
‫بگریخت هر خزنده و در گوشه ای خزید‬
‫نور از کجا به روزن بیچارگان فتد‬
‫چون گشت آفتاب جهانتاب ناپدید‬
‫از رنج پاره دوختن و زحمت رفو‬
‫خونابه ی دلم ز سر انگشتها چکید‬
‫یک جای وصله در همه ی جامه ام نماید‬
‫زین روی وصله کردم، از آن رو ز هم درید‬
‫دیروز خواستم چو بسوزن کنم نخی‬
‫لرزید بند دستم و چشمم دگر ندید‬
‫من بس گرسنه خفتم و شبها مشام من‬
‫بوی طعام خانه ی همسایگان شنید‬
‫ز اندوه دیر گشتن اندود بام خویش‬
‫هر گه که ابر دیدم و باران، دلم طپید‬
‫پرویزنست سقف من، از بس شکستگی‬
‫در برف و گل چگونه تواند کس آرمید‬
‫هنگام صبح در عوض پرده، عنکبوت‬
‫بر بم و سقف ریخته ام تارها تنید‬
‫در باغ دهر بهر تماشای غنچه ای‬
‫بر پای من بهر قدمی خارها خلید‬
‫سیلابهای حادثه بسیار دیده ام‬
‫سیل سرشک زان سبب از دیده ام دوید‬
‫دولت چه شد که چهره ز درماندگان بتافت‬
‫اقبال از چه راه ز بیچارگان رمید‬
‫پروین، توانگران غم مسکین نمیخورند‬
‫بیهوده اش مکوب که سر دست این حدی‬
‫‫‫‫

‫‫‫

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.