خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : سپهدار توران ازان سوی جاج‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : سپهدار توران ازان سوی جاج‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

خبردار شدن اقراسیاب از کشته شدن پیران و بزرگان تورانی

*‫

‫‬‫‫‫سپهدار توران ازان سوی جاج‬
‫نشسته برام بر تخت عاج‬
‫دوباره ز لشکر هزاران هزار‬
‫سپه بود با آلت کارزار‬
‫نشسته همه خلخ و سرکشان‬
‫همی سرفرازان و گردنکشان‬
‫بمرز کروشان زمین هرچ بود‬
‫ز برگ درخت و زکشت و درود‬
‫بخوردند یکسر همه بار و برگ‬
‫جهان را همی آرزو کرد مرگ‬
‫سپهدار ترکان به بیکند بود‬
‫بسی گرد او خویش و پیوند بود‬
‫همه نامداران ما چین و چین‬
‫نشسته بمرز کروشان زمین‬
‫جهان پر ز خرگاه و پرده سرای‬
‫ز خیمه نبد نیز بر دشت جای‬
‫جهانجوی پر دانش افراسیاب‬
‫نشسته بکندز بخورد و بخواب‬
‫نشست اندران مرز زان کرده بود‬
‫که کندز فریدون برآورده بود‬
‫برآورده در کندز آتشکده‬
‫همه زند و استا بزر آژده‬
‫ورا نام کندز بدی پهلوی‬
‫اگر پهلوانی سخن بشنوی‬
‫کنون نام کندز به بیکند گشت‬
‫زمانه پر از بند و ترفند گشت‬
‫نبیره فریدون بد افراسیاب‬
‫ز کندز برفتن نکردی شتاب‬
‫خود و ویژگانش نشسته بدشت‬
‫سپهر از سپاهش همی خیره گشت‬
‫ز دیبای چینی سراپرده بود‬
‫فراوان بپرده درون برده بود‬
‫بپرده درون خیمه های پلنگ‬
‫بر آیین سالار ترکان پشنگ‬
‫نهاده به خیمه درون تخت زر‬
‫همه پیکر تخت یکسر گهر‬
‫نشسته برو شاه توران سپاه‬
‫بچنگ اندرون بگرز و بر سر کلاه‬
‫ز بیرون دهلیز پرده سرای‬
‫فراوان درفش بزرگان بپای‬
‫زده بر در خیمه ی هر کسی‬
‫که نزدیک او آب بودش بسی‬
‫برادر بد و چند جنگی پسر‬
‫ز خویشان شاه آنک بد نامور‬
‫همی خواست کید بپشت سپاه‬
‫بنزدیک پیران بدان رزمگاه‬
‫سحر گه سواری بیامد چو گرد‬
‫سخنهای پیران همه یاد کرد‬
‫همه خستگان از پس یکدگر‬
‫رسیدند گریان و خسته جگر‬
‫همی هر کسی یاد کرد آنچ دید‬
‫وزان بد کز ایران بدیشان رسید‬
‫ز پیران و لهاک و فرشیدورد‬
‫وزان نامداران روز نبرد‬
‫کزیشان چه آمد بروی سپاه‬
‫چه زاری رسید اندر آن رزمگاه‬
‫همان روز کیخسرو آنجا رسید‬
‫زمین کوه تا کوه لشکر کشید‬
‫بزنهار شد لشکر ما همه‬
‫هراسان شد از بی شبانی رمه‬
‫چو بشنید شاه این سخن خیره گشت‬
‫سیه گشت و چشم و دلش تیره گشت‬
‫خروشان فرود آمد از تخت عاج‬
‫بپیش بزرگان بینداخت تاج‬
‫خروشی ز لشکر بر آمد بدرد‬
‫رخ نامداران شد از درد زرد‬
‫ز بیگانه خیمه بپرداختند‬
‫ز خویشان یکی انجمن ساختند‬
‫ازان درد بگریست افراسیاب‬
‫همی کند موی و همی ریخت آب‬
‫همی گفت زار این جهانبین من‬
‫سوار سرافراز رویین من‬
‫جهانجوی لهاک و فرشیدورد‬
‫سواران و گردان روز نبرد‬
‫ازین جنگ پور و برادر نماند‬
‫بزرگان و سالار و لشکر نماند‬
‫بنالید و برزد یکی باد سرد‬
‫پس آنگه یکی سخت سوگند خورد‬
‫بیزدان که بیزارم از تخت و گاه‬
‫اگر نیز بیند سر من کلاه‬
‫قبا جوشن و اسب تخت منست‬
‫کله خود و نیزه درخت منست‬
‫ازین پس نخواهم چمید و چرید‬
‫و گر خویشتن تاج را پرورید‬
‫مگر کین آن نامداران خویش‬
‫جهانجوی و خنجرگزاران خویش‬
‫بخواهم ز کیخسرو شوم زاد‬
‫که تخم سیاوش بگیتی مباد‬
‫خروشان همی بود زین گفت و گوی‬
‫ز کیخسرو آگاهی آمد بروی‬
‫که لشکر بنزدیک جیحون رسید‬
‫همه روی کشور سپه گسترید‬
‫بدان درد و زاری سپه را بخواند‬
‫ز پیران فراوان سخنها برآند‬
‫ز خون برادرش فرشیدورد‬
‫ز رویین و لهاک شیر نبرد‬
‫کنون گاه کینست و آویختن‬
‫ابا گیو گودرز خون ریختن‬
‫همم رنج و مهرست و هم درد و کین‬
‫از ایران وز شاه ایران زمین‬
‫بزرگان ترکان افراسیاب‬
‫ز گفتن بکردند مژگان پر آب‬
‫که ما سربسر مر تو را بنده ایم‬
‫بفرمان و رایت سرافگنده ایم‬
‫چو رویین و پیران ز مادر نزاد‬
‫چو فرشیدورد گرامی نژاد‬
‫ز خون گر در و کوه و دریا شود‬
‫درازای ما همچو پهنا شود‬
‫یکی برنگردیم زین رزمگاه‬
‫ار یار باشد خداوند ماه‬
‫دل شاه ترکان از آن تازه گشت‬
‫ازان کار بر دیگر اندازه گشت‬
‫در گنج بگشاد و روزی بداد‬
‫دلش پر زکین و سرش پر ز باد‬
‫گله هرچ بودش بدشت و بکوه‬
‫ببخشید بر لشکرش همگروه‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.