خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : پسر آفرین کرد و آمد برون‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : پسر آفرین کرد و آمد برون‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

جواب کیخسرو به پیام افراسیاب

*‫

‫‬‫‫‫پسر آفرین کرد و آمد برون‬
‫پدر دیده پر آب و دل پر ز خون‬
‫گزین کرد از موبدان چار مرد‬
‫چشیده بسی از جهان گرم و سرد‬
‫وزان نامداران لشکر هزار‬
‫خردمند و شایسته ی کارزار‬
‫بره چون طلایه بدیدش ز دور‬
‫درفش و سنان سواران تور‬
‫ز ترکان که هر آنکس که بد پیشرو‬
‫زناکاردیده جوانان نو‬
‫بره با طلایه بر آویختند‬
‫بنام از پی شیده خون ریختند‬
‫تنی چند از ایرانیان خسته شد‬
‫وزان روی پیکار پیوسته شد‬
‫هم اندر زمان شیده آنجا رسید‬
‫نگهبان ایرانیان را بدید‬
‫دل شیده کشت اندر آن کار تنگ‬
‫همی باز خواند آن یلانرا ز جنگ‬
‫بایرانیان گفت نزدیک شاه‬
‫سواری فرستید با رسم و راه‬
‫بگوید که روشن دلی شیده نام‬
‫بشاه آوریدست چندی پیام‬
‫از افراسیاب آن سپهدار چین‬
‫پدر مادر شاه ایران زمین‬
‫سواری دمان از طلایه برفت‬
‫بر شاه ایران خرامید تفت‬
‫که پیغمبر شاه توران سپاه‬
‫گوی بر منش بر درفشی سیاه‬
‫همی شیده گوید که هستم بنام‬
‫کسی بایدم تا گزارم پیام‬
‫دل شاه شد زان سخن پر ز شرم‬
‫فرو ریخت از دیدگان آب گرم‬
‫چنین گفت کین شیده خال منست‬
‫ببالا و مردی همال منست‬
‫نگه کرد گردنکشی زان میان‬
‫نبد پیش جز قارن کاویان‬
‫بدو گفت رو پیش او شادکام‬
‫درودش ده از ما و بشنو پیام‬
‫چو قارن بیامد ز پیش سپاه‬
‫بدید آن درفشان درفش سیاه‬
‫چو آمد بر شیده دادش درود‬
‫ز شاه و ز ایرانیان برفزود‬
‫جوان نیز بگشاد شیرین زبان‬
‫که بیدار دل بود و روشن روان‬
‫بگفت آنچه بشنید ز افراسیاب‬
‫ز آرام وز بزم و رزم و شتاب‬
‫چو بشنید قارن سخنهای نغز‬
‫ازان نامور بخرد پاک مغز‬
‫بیامد بر شاه ایران بگفت‬
‫که پیغامها با خرد بود جفت‬
‫چو بشنید خسرو ز قارن سخن‬
‫بیاد آمدش گفتهای کهن‬
‫بخندید خسرو ز کار نیا‬
‫ازان جستن چاره و کیمیا‬
‫ازان پس چنین گفت کافراسیاب‬
‫پشیمان شدست از گذشتن ز آب‬
‫ورا چشم بی آب و لب پر سخن‬
‫مرا دل پر از دردهای کهن‬
‫بکوشد که تا دل بپیچاندم‬
‫ببیشی لشکر بترساندم‬
‫بدان گه که گردنده چرخ بلند‬
‫نگردد ببایست روز گزند‬
‫کنون چاره ی ما جزین نیست روی‬
‫که من دل پر از کین شوم پیش اوی‬
‫بگردم بورد با او بجنگ‬
‫بهنگام کوشش نسازم درنگ‬
‫همه بخردان و ردان سپاه‬
‫بواز گفتند کین نیست راه‬
‫جهاندیده پردانش افراسیاب‬
‫جز از چاره جستن نبیند بخواب‬
‫نداند جز از تنبل و جادویی‬
‫فریب و بداندیشی و بدخویی‬
‫ز لشکر کنون شیده را برگزید‬
‫که این دید بند بدی را کلید‬
‫همی خواهد از شاه ایران نبرد‬
‫بدان تا کند روز ما را بدرد‬
‫تو بر تیزی او دلیری مکن‬
‫از ایران وز تاج سیری مکن‬
‫وگر شیده از شاه جوید نبرد‬
‫بورد گستاخ با او مگرد‬
‫بدست تو گر شیده گردد تباه‬
‫یکی نامور کم شود زان سپاه‬
‫وگر دور از ایدر تو گردی هلاک‬
‫ز ایران برآید یکی تیره خاک‬
‫یکی زنده از ما نماند بجای‬
‫نه شهر و بر و بوم ایران بپای‬
‫کسی نیست ما را ز تخم کیان‬
‫که کین را ببندد کمر بر میان‬
‫نیای تو پیری جهاندیده است‬
‫بتوران و چین در پسندیده است‬
‫همی پوزش آرد بدین بد که کرد‬
‫ز بیچارگی جست خواهد نبرد‬
‫همی گوید اسبان و گنج درم‬
‫که بنهاد تور از پی زادشم‬
‫همان تخت شاهی و تاج سران‬
‫کمرهای زرین و گرز گران‬
‫سپارد بگنج تو از گنج خویش‬
‫همی باز خرد بدین رنج خویش‬
‫هران شهر کز مرزایران نهی‬
‫همی کرد خواهد ز ترکان تهی‬
‫بایران خرامیم پیروز و شاد‬
‫ز کار گذشته نگیریم یاد‬
‫برین گفته بودند پیر و جوان‬
‫جز از نامور رستم پهلوان‬
‫که رستم همی ز آشتی سربگاشت‬
‫ز درد سیاوش بدل کینه داشت‬
‫همی لب بدندان بخوایید شاه‬
‫همی کرد خیره بدیشان نگاه‬
‫وزان پس چنین گفت کین نیست راه‬
‫بایران خرامیم زین رزمگاه‬
‫کجا آن همه رستم و سوگند ما‬
‫همان بدره و گفته و پند ما‬
‫جو بر تخت بر زنده افراسیاب‬
‫بماند جهان گردد از وی خراب‬
‫بکاوس یکسر چه پوزش بریم‬
‫بدین دیدگان چو بدو بنگریم‬
‫شنیدیم که بر ایرج نیکبخت‬
‫چه آمد بتور از پی تاج و تخت‬
‫سیاوش را نیز بر بیگناه‬
‫بکشت از پی گنج و تخت و کلاه‬
‫فریبنده ترکی ازان انجمن‬
‫بیامد خرامان بنزدیک من‬
‫گر از من همی جست خواهد نبرد‬
‫شارا چرا شد چنین روی زرد‬
‫همی از شما این شگفت آیدم‬
‫همان کین پیشین بیفزایدم‬
‫گمانی نبردم که ایرانیان‬
‫گشایند جاوید زین کین میان‬
‫کسی را ندیدم ز ایران سپاه‬
‫که افگنده بود اندرین رزمگاه‬
‫که از جنگ ایشان گرفتی شتاب‬
‫بگفت فریبنده افراسیاب‬
‫چو ایرانیان این سخنها ز شاه‬
‫شنیدند و پیچان شدند از گناه‬
‫گرفتند پوزش که ما بنده ایم‬
‫هم از مهربانی سرافگنده ایم‬
‫نخواهد شهنشاه جز نام نیک‬
‫وگر کارها را سرانجام نیک‬
‫ستوده جهاندار برتر منش‬
‫نخواهد که بر مابود سرزنش‬
‫که گویند از ایران سواری نبود‬
‫که یارست با شیده رزم آزمود‬
‫که آمد سواری بدشت نبرد‬
‫جز از شاهشان این دلیری نکرد‬
‫نخواهد مگر خسرو موبدان‬
‫که بر ما بود ننگ تا جاودان‬
‫بدیشان چنین پاسخ آورد شاه‬
‫که ای موبدان نماینده راه‬
‫بدانید کاین شیده روز نبرد‬
‫پدر را ندارد بهامون بمرد‬
‫سلیحش پدر کرده از جادویی‬
‫ز کژی و بی راهی و بدخویی‬
‫نباشد سلیح شما کارگر‬
‫بدان جوشن و خود پولادبر‬
‫همان اسبش از باد دارد نژاد‬
‫بدل همچو شیر و برفتن چو باد‬
‫کسی را که یزدان ندادست فر‬
‫نباشدش با چنگ او پای و پر‬
‫همان با شما او نیاید بجنگ‬
‫ز فر و نژاد خود آیدش ننگ‬
‫نبیره فریدون و پور قباد‬
‫دو جنگی بود یکدل و یک نهاد‬
‫بسوزم برو تیره جان پدرش‬
‫چو کاوس را سوخت او بر پسرش‬
‫دلیران و شیران ایران زمین‬
‫همه شاه را خواندند آفرین‬
‫بفرمود تا قارن نیک خواه‬
‫شود باز و پاسخ گزارد ز شاه‬
‫که این کار ما دیر و دشوار گشت‬
‫سخنها ز اندازه اندر گذشت‬
‫هنر یافته مرد سنگی بجنگ‬
‫نجوید گه رزم چندین درنگ‬
‫کنون تا خداوند خورشید و ماه‬
‫کراشاد دارد بدین رزمگاه‬
‫نخواهم ز تو اسب و دینار و گنج‬
‫که بر کس نماند سرای سپنج‬
‫بزور جهان آفرین کردگار‬
‫بدیهیم کاوس پروردگار‬
‫که چندان نمانم شما را زمان‬
‫که بر گل جهد تندباد خزان‬
‫بدان خواسته نیست ما را نیاز‬
‫که از جور و بیدادی آمد فراز‬
‫کرا پشت گرمی بیزدان بود‬
‫همیشه دل و بخت خندان بود‬
‫بر و بوم و گنج و سپاهت مراست‬
‫همان تخت و زرین کلاهت مراست‬
‫پشنگ آمد و خواست از من نبرد‬
‫زره دار بی لشکر و دار و برد‬
‫سپیده دمان هست مهمان من‬
‫بخنجر ببیند سرافشان من‬
‫کسی را نخواهم ز ایران سپاه‬
‫که با او بگردد بوردگاه‬
‫من و شیده و دشت و شمشیر تیز‬
‫برآرم بفرجام ازو رستخیز‬
‫گر ایدونک پیروز گردم بجنگ‬
‫نسازم برین سان که گفتی درنگ‬
‫مبارز خروشان کنیم از دور روی‬
‫ز خون دشت گردد پر از رنگ و بوی‬
‫ازان پس یلان را همه همگروه‬
‫بجنگ اندر آریم بر سان کوه‬
‫چو این گفت باشی به شیده بگوی‬
‫که ای کم خرد مهتر کامجوی‬
‫نه تنها تو ایدر بکام آمدی‬
‫نه بر جستن ننگ و نام آمدی‬
‫نه از بهر پیغام افراسیاب‬
‫که کردار بد کرد بر تو شتاب‬
‫جهاندارت انگیخت از انجمن‬
‫ستودانت ایدر بود هم کفن‬
‫گزند آیدت زان سر بی گزند‬
‫که از تن بریدند چون گوسفند‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.