خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : ز پاسخ برآشفت افراسیاب‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ز پاسخ برآشفت افراسیاب‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

شکستن دژ و ورود رستم و دیگر دلیران به داخل دژ افراسیاب

*‫

‫‬‫‫‫ز پاسخ برآشفت افراسیاب‬
‫سواری ز ترکان کجا یافت خواب‬
‫ببخشید گنج درم بر سپاه‬
‫همان ترگ و شمشیر و تخت و کلاه‬
‫شب تیره تا برزد از چرخ شید‬
‫بشد کوه چون پشت پیل سپید‬
‫همی لشکر آراست افراسیاب‬
‫دلش بود پردرد و سر پر شتاب‬
‫چو از گنگ برخاست آوای کوس‬
‫زمین آهنین شد هوا آبنوس‬
‫سر موبدان شاه نیکی گمان‬
‫نشست از بر زین سپیده دمان‬
‫بیامد بگردید گرد حصار‬
‫نگه کرد تا چون کند کارزار‬
‫برستم بفرمود تا همچو کوه‬
‫بیارد بیک سود دریا گروه‬
‫دگر سوش گستهم نوذر بپای‬
‫سه دیگر چو گودرز فرخنده رای‬
‫بسوی چهارم شه نامدار‬
‫ابا کوس و پیلان و چندی سوار‬
‫سپه را همه هرچ بایست ساز‬
‫بکرد و بیامد بر دژ فراز‬
‫بلشکر بفرمود پس شهریار‬
‫یکی کنده کردن بگرد حصار‬
‫بدان کار هر کس که دانا بدند‬
‫بجنگ دژ اندر توانا بدند‬
‫چه از چین وز روم وز هندوان‬
‫چه رزم آزموده ز هر سو گوان‬
‫همه گرد آن شارستان چون نوند‬
‫بگشتند و جستند هر گونه بند‬
‫دو نیزه ببالا یکی کنده کرد‬
‫سپه را بگردش پراگنده کرد‬
‫بدان تا شب تیره بی ساختن‬
‫نیارد ترکان یکی تاختن‬
‫دو صد ساخت عراده بر هر دری‬
‫دو صد منجنیق از پس لشکری‬
‫دو صد چرخ بر هر دری با کمان‬
‫ز دیوار دژ چون سر بدگمان‬
‫پدید آمدی منجینق از برش‬
‫چو ژاله همی کوفتی بر سرش‬
‫پس منجنیق اندرون رومیان‬
‫ابا چرخها تنگ بسته میان‬
‫دو صد پیل فرمود پس شهریار‬
‫کشیدن ز هر سو بگرد حصار‬
‫یکی کنده ای زیر باره درون‬
‫بکند و نهادند زیرش ستون‬
‫بد آن منکری باره مانده بپای‬
‫بدان نیزه ها برگرفته ز جای‬
‫پس آلود بر چوب نفط سیاه‬
‫بدین گونه فرمود بیدار شاه‬
‫بیک سو بر از منجنیق و ز تیر‬
‫رخ سرکشان گشته همچون زریر‬
‫به زیر اندرون آتش و نفط و چوب‬
‫ز بر گرزهای گران کوب کوب‬
‫بهر چارسو ساخت آن کارزار‬
‫چنانچون بود ساز جنگ حصار‬
‫وزآن جایگه شهریار زمین‬
‫بیامد بپیش جهان آفرین‬
‫ز لشکر بشد تا بجای نماز‬
‫ابا کردگار جهان گفت زار‬
‫ابر خاک چون مار پیچان ز کین‬
‫همی خواند بر کردگار آفرین‬
‫همی گفت کام و بلندی ز تست‬
‫بهر سختیی یارمندی ز تست‬
‫اگر داد بینی همی رای من‬
‫مرگدان ازین جایگه پای من‬
‫نگون کن سر جاودانرا ز تخت‬
‫مرادار شادان دل و نیک بخت‬
‫چو برداشت از پیش یزدان سرش‬
‫بجوشن بپوشید روشن برش‬
‫کمر بر میان بست و برجست زود‬
‫بجنگ اندر آمد بکردار دود‬
‫بفرمود تا سخت بر هر دری‬
‫بجنگ اندر آید یکی لشکری‬
‫بدان چوب و نفط آتش اندر زدند‬
‫ز برشان همی سنگ بر سر زدند‬
‫زبانگ کمانهای چرخ و ز دود‬
‫شده روی خورشید تابان کبود‬
‫ز عراده و منجنیق و ز گرد‬
‫زمین نیلگون شد هوا لاژورد‬
‫خروشیدن پیل و بانگ سران‬
‫درخشیدن تیغ و گرز گران‬
‫تو گفتی برآویخت با شید ماه‬
‫ز باریدن تیر و گرد سیاه‬
‫ز نفط سیه چوبها برفروخت‬
‫به فرمان یزدان چو هیزم بسوخت‬
‫نگون باره گفتی که برداشت پای‬
‫بکردار کوه اندر آمد ز جای‬
‫وزان باره چندی ز ترکان دلیر‬
‫نگون اندر آمد چو باران بزیر‬
‫که آید بدام اندرون ناگهان‬
‫سر آرد بران شوربختی جهان‬
‫بپیروزی از لشکر شهریار‬
‫برآمد خروشیدن کارزار‬
‫سوی رخنه ی دژ نهادند روی‬
‫بیامد دمان رستم کینه جوی‬
‫خبر شد بنزدیک افراسیاب‬
‫کجا باره ی شارستان شد خراب‬
‫پس افراسیاب اندر آمد چو گرد‬
‫به جهن و بگرسیوز آواز کرد‬
‫که با باره ی دژ شما را چه کار‬
‫سپه را ز شمشیر باید حصار‬
‫ز بهر بر و بوم و پیوند خویش‬
‫همان از پی گنج و فرزند خویش‬
‫ببندیم دامن یک اندر دگر‬
‫نمانیم بر دشمنان بوم و بر‬
‫سپاهی ز ترکان گروها گروه‬
‫بدان رخنه رفتند بر سان کوه‬
‫بکردار شیران برآویختند‬
‫خروش از دو رویه برانگیختند‬
‫سواران ترکان بکردار بید‬
‫شده لرزلرزان و دل نااامید‬
‫برستم بفرمود پس شهریار‬
‫پیاده هرآنکس که بد نامدار‬
‫که پیش اندر آید بدان رخنه گاه‬
‫همیدون بی نیزه ور کینه خواه‬
‫ابا ترکش و تیغ و تیر و تبر‬
‫سوار ایستاده پس نیزه ور‬
‫سواران جنگی نگهدارشان‬
‫بدانگه که شد سخت پیکارشان‬
‫سوار و پیاده بهر سو گروه‬
‫بجنگ اندر آمد بکردار کوه‬
‫برخنه در آورد یکسر سپاه‬
‫چو شیر ژیان رستم کینه خواه‬
‫پیاده بیامد بکردار گرد‬
‫درفش سیه را نگونسار کرد‬
‫نشان سپهدار ایران بنفش‬
‫بران باره زد شیر پیکر درفش‬
‫بپیروزی شاه ایران سپاه‬
‫برآمد خروشیدن از رزمگاه‬
‫فراوان ز توران سپه کشته شد‬
‫سر بخت تورانیان گشته شد‬
‫بدانگه کجا رزمشان شد درشت‬
‫دو تن رستم آورد ازیشان بمشت‬
‫چو گرسیو و جهن رزم آزمای‬
‫که بد تخت توران بدیشان بپای‬
‫برادر یکی بود و فرخ پسر‬
‫چنین آمد از شوربختی بسر‬
‫بدان شارستان اندر آمد سپاه‬
‫چنان داغ دل لشکری کینه خواه‬
‫بتاراج و کشتن نهادند روی‬
‫برآمد خروشیدن های هوی‬
‫زن و کودکان بانگ برداشتند‬
‫بایرانیان جای بگذاشتند‬
‫چه مایه زن و کودک نارسید‬
‫که زیر پی پیل شد ناپدید‬
‫همه شهر توران گریزان چو باد‬
‫نیامد کسی را بر و بوم یاد‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.