خانه / Literature / سروده ای از منصور حلاج : نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن

سروده ای از منصور حلاج : نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن

mansoor-al-hallaj1

 

نتوان لعل فرح بخش ترا جان گفتن

کانچه آید به دهان پیش تو نتوان گفتن

عارضت را که بر او مهر فلک دربان است

روشن است اینکه  نیارم مه تابان گفتن

قامتت را که از او طوبی و جنت خجل است

راستی را نتوان سرو خرامان گفتن

گفتم از طره خال تو پریشان حالم

گفت باری ز تو عیب است پریشان گفتن

گفتمش از تو فراوان غم و محنت دارم

گفت حاصل چه از این هرزه فراوان گفتن

آخر ای دوست که با محنت و درد تو مرا

نیست حاجت سخن راحت و درمان گفتن

آشکارا چو مرا سوخته ای همچو حسین

تا به کی با دگری قصه پنهان گفتن

 

 

حسین منصور حلاج

حلاج

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.