خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : غم زمانه که هیچش کران نمی بینم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : غم زمانه که هیچش کران نمی بینم‬

hafez-hafiz-of-persia

 

‫غم زمانه که هیچش کران نمی بینم‬
‫دواش جز می چون ارغوان نمی بینم‬

به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت‬
‫چرا که مصلحت خود در آن نمی بینم‬

ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر‬
‫چرا که طالع وقت آن چنان نمی بینم‬

نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار‬
‫که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم‬

بدین دو دیده حیران من هزار افسوس‬
‫که با دو آینه رویش عیان نمی بینم‬

قد تو تا بشد از جویبار دیده من‬
‫به جای سرو جز آب روان نمی بینم‬

در این خمار کسم جرعه ای نمی بخشد‬
‫ببین که اهل دلی در میان نمی بینم‬

نشان موی میانش که دل در او بستم‬
‫ز من مپرس که خود در میان نمی بینم‬

من و سفینه حافظ که جز در این دریا‬
‫بضاعت سخن درفشان نمی بینم‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-24b

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.