خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : قیامت باشد آن قامت در آغوش‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : قیامت باشد آن قامت در آغوش‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫قیامت باشد آن قامت در آغوش‬
‫شراب سلسبیل از چشمه نوش‬
‫غلام کیست آن لعبت که ما را‬
‫غلام خویش کرد و حلقه در گوش‬
‫پری پیکر بتی کز سحر چشمش‬
‫نیامد خواب در چشمان من دوش‬
‫نه هر وقتم به یاد خاطر آید‬
‫که خود هرگز نمی گردد فراموش‬
‫حلالش باد اگر خونم بریزد‬
‫که سر در پای او خوشتر که بر دوش‬
‫نصیحتگوی ما عقلی ندارد‬
‫بر او گو در صلاح خویشتن کوش‬
‫دهل زیر گلیم از خلق پنهان‬
‫نشاید کرد و آتش زیر سرپوش‬
‫بیا ای دوست ور دشمن ببیند‬
‫چه خواهد کرد گو می بین و می جوش‬
‫تو از ما فارغ و ما با تو همراه‬
‫ز ما فریاد می آید تو خاموش‬
‫حدیث حسن خویش از دیگری پرس‬
‫که سعدی در تو حیرانست و مدهوش‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.