خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : بیامد بر تخت شاهی نشست‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : بیامد بر تخت شاهی نشست‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

آمدن زال و دیگر بزرگان به نزد کیخسرو

*‫

‫‬‫‫‫بیامد بر تخت شاهی نشست‬
‫یکی جامه ی نابسوده بدست‬
‫بپوشید و بنشست بر تخت عاج‬
‫جهاندار بی یاره و گرز و تاج‬
‫سر هفته را زال و رستم بهم‬
‫رسیدند بی کام دل پر ز غم‬
‫چو ایرانیان آگهی یافتند‬
‫همه داغ دل پیش بشتافتند‬
‫چو رستم پدید آمد و زال زر‬
‫همان موبدان فراوان هنر‬
‫هرآنکس که بود از نژاد زرسب‬
‫پذیره شدن را بیاراست اسب‬
‫همان طوس با کاویانی درفش‬
‫همه نامداران زرینه کفش‬
‫چو گودرز پیش تهمتن رسید‬
‫سرشکش ز مژگان برخ برچکید‬
‫سپاهی همی رفت رخساره زرد‬
‫ز خسرو همه دل پر از داغ و درد‬
‫بگفتند با زال و رستم که شاه‬
‫بگفتار ابلیس گم کرد راه‬
‫همه بارگاهش سیاهست و بس‬
‫شب و روز او را ندیدست کس‬
‫ازین هفته تا آن در بارگاه‬
‫گشایند و پوییم و یابیم راه‬
‫جز آنست کیخسرو ای پهلوان‬
‫که دیدی تو شاداب و روشن روان‬
‫شده کوژ بالای سرو سهی‬
‫گرفته گل سرخ رنگ بهی‬
‫ندانم چه چشم بد آمد بروی‬
‫چرا پژمرید آن چو گلبرگ روی‬
‫مگر تیره شد بخت ایرانیان‬
‫وگر شاه را ز اختر آمد زیان‬
‫بدیشان چنین گفت زال دلیر‬
‫که باشد که شاه آمد از گاه سیر‬
‫درستی و هم دردمندی بود‬
‫گهی خوشی و گه نژندی بود‬
‫شما دل مدارید چندین بغم‬
‫که از غم شود جان خرم دژم‬
‫بکوشیم و بسیار پندش دهیم‬
‫بپند اختر سودمندش دهیم‬
‫وزان پس هرآنکس که آمد براه‬
‫برفتند پویان سوی بارگاه‬
‫هم آنگه ز در پرده برداشتند‬
‫بر اندازه شان شاد بگذاشتند‬
‫چو دستان و چون رستم پیلتن‬
‫چو طوس و چو گودرز و آن انجمن‬
‫چو گرگین و چون بیژن و گستهم‬
‫هرآنکس که رفتند گردان بهم‬
‫شهنشاه چون روی ایشان بدید‬
‫بپرده در آوای رستم شنید‬
‫پراندیشه از تخت برپای خاست‬
‫چنان پشت خمیده را کرد راست‬
‫ز دانندگان هرک بد زابلی‬
‫ز قنوج وز دنبر و کابلی‬
‫یکایک بپرسید و بنواختشان‬
‫برسم مهی پایگه ساختشان‬
‫همان نیز ز ایرانیان هرک بود‬
‫باندازه شان پایگه برفزود‬
‫برو آفرین کرد بسیار زال‬
‫که شادان بدی تا بود ماه و سال‬
‫ز گاه منوچهر تا کیقباد‬
‫ازان نامداران که داریم یاد‬
‫همان زو طهماسب و کاوس کی‬
‫بزرگان و شاهان فرخنده پی‬
‫سیاوش مرا خود چو فرزند بود‬
‫که با فر و با برز و اورند بود‬
‫ندیدم کسی را بدین بخردی‬
‫بدین برز و این فره ایزدی‬
‫بپیروزی و مردی و مهر و رای‬
‫که شاهیت بادا همیشه بجای‬
‫چه مهتر که پای ترا خاک نیست‬
‫چه زهر آنک نام تو تریاک نیست‬
‫یکی ناسزا آگهی یافتم‬
‫بدان آگهی تیز بشتافتم‬
‫ستاره شناسان و کنداوران‬
‫ز هر کشوری آنک دیدم سران‬
‫ز قنوج وز دنور و مرغ و مای‬
‫برفتند با زیج هندی ز جای‬
‫بدان تا بجویند راز سپهر‬
‫کز ایران چرا پاک ببرید مهر‬
‫از ایران کس آمد که پیروز شاه‬
‫بفرمود تا پرده ی بارگاه‬
‫نه بردارد از پیش سالار بار‬
‫بپوشد ز ما چهره ی شهریار‬
‫من از درد ایرانیان چو عقاب‬
‫همی تاختم همچو کشتی بر آب‬
‫بدان تا بپرسم ز شاه جهان‬
‫ز چیزی که دارد همی در نهان‬
‫به سه چیز هر کار نیکو شود‬
‫همان تخت شاهی بی آهو شود‬
‫بگنج و برنج و بمردان مرد‬
‫بجز این نشاید همی کار کرد‬
‫چهارم بیزدان ستایش کنیم‬
‫شب و روز او را نیایش کنیم‬
‫که اویست فریادرس بنده را‬
‫همو بازدارد گراینده را‬
‫بدرویش بخشیم بسیار چیز‬
‫اگر چند چیز ارجمند است نیز‬
‫بدان تا روان تو روشن کند‬
‫خرد پیش مغز تو جوشن کند‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.