خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫

‫چو بلبل سحری برگرفت نوبت بام‬
‫ز توبه خانه تنهایی آمدم بر بام‬
‫نگاه می کنم از پیش رایت خورشید‬
‫که می برد به افق پرچم سپاه ظلام‬
‫بیاض روز برآمد چو از دواج سیاه‬
‫برهنه بازنشیند یکی سپیداندام‬
‫دلم به عشق گرفتار و جان به مهر گرو‬
‫درآمد از درم آن دلفریب جان آرام‬
‫سرم هنوز چنان مست بوی آن نفسست‬
‫که بوی عنبر و گل ره نمی برد به مشام‬
‫دگر من از شب تاریک هیچ غم نخورم‬
‫که هر شبی را روزی مقدرست انجام‬
‫تمام فهم نکردم که ارغوان و گلست‬
‫در آستینش یا دست و ساعد گلفام‬
‫در آبگینه اش آبی که گر قیاس کنی‬
‫ندانی آب کدامست و آبگینه کدام‬
‫بیار ساقی دریای مشرق و مغرب‬
‫که دیر مست شود هر که می خورد به دوام‬
‫من آن نیم که حلال از حرام نشناسم‬ ‫
شراب با تو حلالست و آب بی تو حرام‬
‫به هیچ شهر نباشد چنین شکر که تویی‬
‫که طوطیان چو سعدی درآوری به کلام‬

 

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.