خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم‬
‫بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایابم‬
‫تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی‬
‫و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم‬
‫بیا ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه‬
که گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابم‬
‫مرا روی تو محرابست در شهر مسلمانان‬
و گر جنگ مغل باشد نگردانی ز محرابم‬
‫مرا از دنیی و عقبی همینم بود و دیگر نه‬
‫که پیش از رفتن از دنیا دمی با دوست دریابم‬
‫سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم‬
‫دگر ره پای می بندد وفای عهد اصحابم‬
‫نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را‬
‫الا ار دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم‬
‫زمستانست و بی برگی بیا ای باد نوروزم‬
‫بیابانست و تاریکی بیا ای قرص مهتابم‬
‫حیات سعدی آن باشد که بر خاک درت میرد‬
‫دری دیگر نمی دانم مکن محروم از این بابم‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.