خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو خورشید برزد سر از تیره کوه‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو خورشید برزد سر از تیره کوه‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بدرقه کیخسرو توسط ایرانیان

*‫

‫‬‫‫‫چو خورشید برزد سر از تیره کوه‬
‫بیامد بپیشش ز هر سو گروه‬
‫زن و مرد ایرانیان صدهزار‬
‫خروشان برفتند با شهریار‬
‫همه کوه پر ناله و با خروش‬
‫همی سنگ خارا برآمد بجوش‬
‫همی گفت هر کس که شاها چه بود‬
‫که روشن دلت شد پر از داغ و دود‬
‫گر از لشکر آزار داری همی‬
‫مرین تاج را خوار داری همی‬
‫بگوی و تو از گاه ایران مرو‬
‫جهان کهن را مکن شاه نو‬
‫همه خاک باشیم اسب ترا‬
‫پرستنده آذرگشسب ترا‬
‫کجا شد ترا دانش و رای و هوش‬
‫که نزد فریدون نیامد سروش‬
‫همه پیش یزدان ستایش کنیم‬
‫بتشکده در نیایش کنیم‬
‫مگر پاک یزدانت بخشد بما‬
‫دل موبدان بردرخشد بما‬
‫شهنشاه زان کار خیره بماند‬
‫ازان انجمن موبدان را بخواند‬
‫چنین گفت ایدر همه نیکویست‬
‫برین نیکویها نباید گریست‬
‫ز یزدان شناسید یکسر سپاس‬
‫مباشید جز پاک یزدان شناس‬
‫که گرد آمدن زود باشد بهم‬
‫مباشید زین رفتن من دژم‬
‫بدان مهتران گفت زین کوهسار‬
‫همه بازگردید بی شهریار‬
‫که راهی درازست و بی آب و سخت‬
‫نباشد گیاه و نه برگ درخت‬
‫ز با من شدن راه کوته کنید‬
‫روان را سوی روشنی ره کنید‬
‫برین ریگ برنگذرد هر کسی‬
‫مگر فره و برز دارد بسی‬
‫سه مرد گرانمایه و سرفراز‬
‫شنیدند گفتار و گشتند باز‬
‫چو دستان و رستم چو گودرز پیر‬
‫جهانجوی و بیننده و یادگیر‬
‫نگشتند زو باز چون طوس و گیو‬
‫همان بیژن و هم فریبرز نیو‬
‫برفتند یک روز و یک شب بهم‬
‫شدند از بیابان و خشکی دژم‬
‫بره بر یکی چشمه آمد پدید‬
‫جهانجوی کیخسرو آنجا رسید‬
‫بدان آب روشن فرود آمدند‬
‫بخوردند چیزی و دم برزدند‬
‫بدان مرزبانان چنین گفت شاه‬
‫که امشب نرانیم زین جایگاه‬
‫بجوییم کار گذشته بسی‬
‫کزین پس نبینند ما را کسی‬
‫چو خورشید تابان برآرد درفش‬
‫چو زر آب گردد زمین بنفش‬
‫مرا روزگار جدایی بود‬
‫مگر با سروش آشنایی بود‬
‫ازین رای گر تاب گیرد دلم‬
‫دل تیره گشته ز تن بگسلم‬
‫چو بهری ز تیره شب اندر چمید‬
‫کی نامور پیش چشمه رسید‬
‫بران آب روشن سر و تن بشست‬
‫همی خواند اندر نهان زند و است‬
‫چنین گفت با نامور بخردان‬
‫که باشید پدرود تا جاودان‬
‫کنون چون برآرد سنان آفتاب‬
‫مبینید دیگر مرا جز بخواب‬
‫شما بازگردید زین ریگ خشک‬
‫مباشید اگر بارد از ابر مشک‬
‫ز کوه اندر آید یکی باد سخت‬
‫کجا بشکند شاخ و برگ درخت‬
‫ببارد بسی برف زابر سیاه‬
‫شما سوی ایران نیابید راه‬
‫سر مهتران زان سخن شد گران‬
‫بخفتند با درد کنداواران‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.