خانه / Short Stories / داستان کوتاه : نوشتن اثر سکینه محمدی

داستان کوتاه : نوشتن اثر سکینه محمدی

blue lines

 

نوشتن

سه سال و سه ماه و سه روز بود که خودکار دستش نگرفته بود و روی خط های هیچ کاغذی ننوشته بود و حالا تصمیم گرفته بود بنویسد .

دفتر خاطراتش را از داخل کمد از زیر خروارها لباس برداشته بود .

خودکاری را که صبح خریده بود از داخل کیفش در آورد و به بدنه ی آن دست کشید . خودکارش اصل اصل بود . بدون نگاه کردن به آرمش فهمیده بود . چند بار خودکار تقلبی را به جای اصل به او

فروخته بودند و حالا زرنگ شده بود .

دفترش را باز کرد . به صفحه های خالی و سفید آن نگاه کرد . دلش برای دفترش تنگ شده بود،برای خاطراتش، برای آن روزهای قشنگ .

برگشت به دو صفحه ی اولی که نوشته بود . چشمش به گل مریمی که لای آن گذاشته بود افتاد و اکلیل هایی که پخش شده بودند توی آن دو صفحه . آهی کشید .

خودکار را کشید روی صفحه ی سفید کاغذ . به رد آبی ای که روی خط کشیده شده بود خیره شد . چه قدر این رنگ برایش غریب بود . بوی خودکار توی دماغش پیچید . نفس عمیق تری کشید و با

تمام وجود به رد آبی خیره شد. قشنگ ترین رنگی که دیده بود و شناخته بود .

خودکار را دوباره کشید روی کاغذ . تند تند و پشت سر هم . صفحه ی سفید هر لحظه آبی تر می شد . دلش شد با تمام توان خودکار را بکشد روی کاغذ .

خودکار از دستش رها شد . افتاد روی صفحه ی آبی . نفس بلندی کشید و به صفحه ی آبی دفتر خیره شد و لبخندی روی لبش نشست .

 

سکینه محمدی

 

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.