خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : سحرگه ره روی در سرزمینی‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : سحرگه ره روی در سرزمینی‬

Hafez - b3

 

‫‫‫‫سحرگه ره روی در سرزمینی‬
‫همی گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آن گه شود صاف‬
‫که در شیشه برآرد اربعینی‬

خدا زان خرقه بیزار است صد بار‬
‫که صد بت باشدش در آستینی‬

مروت گر چه نامی بینشان است‬
‫نیازی عرضه کن بر نازنینی‬

ثوابت باشد ای دارای خرمن‬
‫اگر رحمی کنی بر خوشه چینی‬

نمی بینم نشاط عیش در کس‬
‫نه درمان دلی نه درد دینی‬

درونها تیره شد باشد که از غیب‬
‫چراغی برکند خلوت نشینی‬

گر انگشت سلیمانی نباشد‬
‫چه خاصیت دهد نقش نگینی

اگر چه رسم خوبان تندخوییست‬
‫چه باشد گر بسازد با غمینی

ره میخانه بنما تا بپرسم‬
‫مال خویش را از پیش بینی

نه حافظ را حضور درس خلوت‬
‫نه دانشمند را علم الیقینی

 

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-24b

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.