خانه / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دست با سرو روان چون نرسد در گردن‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دست با سرو روان چون نرسد در گردن‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫دست با سرو روان چون نرسد در گردن‬
‫چاره ای نیست بجز دیدن و حسرت خوردن‬

آدمی را که طلب هست و توانایی نیست‬
صبر اگر هست و گر نیست بباید کردن‬

بند بر پای توقف چه کند گر نکند‬
شرط عشقست بلا دیدن و پای افشردن‬

روی در خاک در دوست بباید مالید‬
‫چون میسر نشود روی به روی آوردن‬

نیم جانی چه بود تا ندهد دوست به دوست‬
که به صد جان دل جانان نتوان آزردن‬

سهل باشد سخن سخت که خوبان گویند‬
‫جور شیرین دهنان تلخ نباشد بردن‬

هیچ شک می نکنم کهوی مشکین تتار‬
‫شرم دارد ز تو مشکین خط آهوگردن‬

روزی اندر سر کار تو کنم جان عزیز‬
پیش بالای تو باری چو بباید مردن‬

سعدیا دیده نگه داشتن از صورت خوب‬
نه چنانست که دل دادن و جان پروردن‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.