خانه / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : ازان نامداران سواری بجست‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ازان نامداران سواری بجست‬

فردوسی-و-شاهنامه

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

بازگردانیدن جسد رستم به زابل

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ازان نامداران سواری بجست‬
‫گهی شد پیاده گهی برنشست‬
‫چو آمد سوی زابلستان بگفت‬
‫که پیل ژیان گشت با خاک جفت‬
‫زواره همان و سپاهش همان‬
‫سواری نجست از بد بدگمان‬
‫خروشی برآمد ز زابلستان‬
‫ز بدخواه وز شاه کابلستان‬
‫همی ریخت زال از بر یال خاک‬
‫همی کرد روی و بر خویش چاک‬
‫همی گفت زار ای گو پیلتن‬
‫نخواهد که پوشد تنم جز کفن‬
‫گو سرفراز اژدهای دلیر‬
‫زواره که بد نامبردار شیر‬
‫شغاد آن به نفرین شوریده بخت‬
‫بکند از بن این خسروانی درخت‬
‫که داند که با پیل روباه شوم‬
‫همی کین سگالد بران مرز و بوم‬
‫که دارد به یاد این چنین روزگار‬
‫که داند شنیدن ز آموزگار‬
‫که چون رستمی پیش بینم به خاک‬
‫به گفتار روباه گردد هلاک‬
‫چرا پیش ایشان نمردم به زار‬
‫چرا ماندم اندر جهان یادگار‬
‫چرا بایدم زندگانی و گاه‬
‫چرا بایدم خواب و آرامگاه‬
‫پسانگه بسی مویه آغاز کرد‬
‫چو بر پور پهلو همی ساز کرد‬
‫گوا شیرگیرا یلا مهترا‬
‫دلاور جهاندیده کنداورا‬
‫کجات آن دلیری و مردانگی‬
‫کجات آن بزرگی و فرزانگی‬
‫کجات آن دل و رای و روشن روان‬
‫کجات آن بر و برز و یال گران‬
‫کجات آن بزرگ اژدهافش درفش‬
‫کجا تیر و گوپال و تیغ بنفش‬
‫نماندی به گیتی و رفتی به خاک‬
‫که بادا سر دشمنت در مغاک‬
‫پس انگه فرامرز را با سپاه‬
‫فرستاد تا رزم جوید ز شاه‬
‫تن کشته از چاه باز آورد‬
‫جهان را به زاری نیاز آورد‬
‫فرامرز چون پیش کابل رسید‬
‫به شهر اندرون نامداری ندید‬
‫گریزان همه شهر و گریان شده‬
‫ز سوک جهانگیر بریان شده‬
‫بیامد بران دشت نخچیرگاه‬
‫به جایی کجا کنده بودند چاه‬
‫چو روی پدر دید پور دلیر‬
‫خروشی برآورد بر سان شیر‬
‫بدان گونه بر خاک تن پر ز خون‬
‫به روی زمین بر فگنده نگون‬
‫همی گفت کای پهلوان بلند‬
‫به رویت که آورد زین سان گزند‬
‫که نفرین بران مرد بی باک باد‬
‫به جای کله بر سرش خاک باد‬
‫به یزدان و جان تو ای نامدار‬
‫به خاک نریمان و سام سوار‬
‫که هرگز نبیند تنم جز زره‬
‫بیوسنده و برفگنده گرد‬
‫بدان تا که کین گو پیلتن‬
‫بخواهم ازان بی وفا انجمن‬
‫همانکس که با او بدین کین میان‬
‫ببستند و آمد به ما بر زبان‬
‫نمانم ز ایشان یکی را به جای‬
‫همانکس که بود اندرین رهنمای‬
‫بفرمود تا تخت های گران‬
‫بیارند از هر سوی در گران‬
‫ببردند بسیار با هوی و تخت‬
‫نهادند بر تخت زیبا درخت‬
‫گشاد آن میان بستن پهلوی‬
‫برآهیخت زو جامه ی خسروی‬
‫نخستین بشستندش از خون گرم‬
‫بر و یال و ریش و تنش نرم نرم‬
‫همی عنبر و زعفران سوختند‬
‫همه خستگیهاش بردوختند‬
‫همی ریخت بر تارکش بر گلاب‬
‫بگسترد بر تنش کافور ناب‬
‫به دیبا تنش را بیاراستند‬
‫ازان پس گل و مشک و می خواستند‬
‫کفن دوز بر وی ببارید خون‬
‫به شانه زد آن ریش کافورگون‬
‫نبد جا تنش را همی بر دو تخت‬
‫تنی بود با سایه گستر درخت‬
‫یکی نغز تابوت کردند ساج‬
‫برو میخ زرین و پیکر ز عاج‬
‫همه درزهایش گرفته به قیر‬
‫برآلوده بر قیر مشک و عبیر‬
‫ز جاهی برادرش را برکشید‬
‫همی دوخت جایی کجا خسته دید‬
‫زبر مشک و کافور و زیرش گلاب‬
‫ازان سان همی ریخت بر جای خواب‬
‫ازان پس تن رخش را برکشید‬
‫بشست و برو جامه ها گسترید‬
‫بشستند و کردند دیبا کفن‬
‫بجستند جایی یکی نارون‬
‫برفتند بیداردل درگران‬
‫بریدند ازو تخت های گران‬
‫دو روز اندران کار شد روزگار‬
‫تن رخش بر پیل کردند بار‬
‫ز کابلستان تا به زابلستان‬
‫زمین شد به کردار غلغلستان‬
‫زن و مرد بد ایستاده به پای‬
‫تنی را نبد بر زمین نیز جای‬
‫دو تابوت بر دست بگذاشتند‬
‫ز انبوه چون باد پنداشتند‬
‫بده روز و ده شب به زابل رسید‬
‫کسش بر زمین بر نهاده ندید‬
‫زمانه شد از درد او با خروش‬
‫تو گفتی که هامون برآمد به جوش‬
‫کسی نیز نشنید آواز کس‬
‫همه بومها مویه کردند و بس‬
‫به باغ اندرون دخمه یی ساختند‬
‫سرش را به ابر اندر افراختند‬
‫برابر نهادند زرین دو تخت‬
‫بران خوابنیده گو نیکبخت‬
‫هرانکس که بود از پرستندگان‬
‫از آزاد وز پاکدل بندگان‬
‫همی مشک باگل برآمیختند‬
‫به پای گو پیلتن ریختند‬
‫همی هرکسی گفت کای نامدار‬
‫چرا خواستی مشک و عنبر نثار‬
‫نخواهی همی پادشاهی و بزم‬
‫نپوشی همی نیز خفتان رزم‬
‫نبخشی همی گنج و دینار نیز‬
‫همانا که شد پیش تو خوار چیز‬
‫کنون شاد باشی به خرم بهشت‬
‫که یزدانت از داد و مردی سرشت‬
‫در دخمه بستند و گشتند باز‬
‫شد آن نامور شیر گردنفراز‬
‫چه جویی همی زین سرای سپنج‬
‫کز آغاز رنجست و فرجام رنج‬
‫بریزی به خاک از همه ز آهنی‬
‫اگر دین پرستی ور آهرمنی‬
‫تو تا زنده ای سوی نیکی گرای‬
‫مگر کام یابی به دیگر سرای‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.