خانه / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

hafez-shirazi1

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
‫خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی

دل که آیینه شاهیست غباری دارد‬
‫از خدا می طلبم صحبت روشن رایی

کرده ام توبه به دست صنم باده فروش‬
‫که دگر می نخورم بی رخ بزم آرایی‬

نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج‬
‫نروند اهل نظر از پی نابینایی

شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان‬
‫ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی

جویها بسته ام از دیده به دامان که مگر‬
‫در کنارم بنشانند سهی بالایی‬

کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست‬
‫گشت هر گوشه چشم از غم دل دریایی‬

سخن غیر مگو با من معشوقه پرست‬
‫کز وی و جام می ام نیست به کس پروایی

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت‬
‫بر در میکده ای با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد‬
‫آه اگر از پی امروز بود فردایی

 

خواجه حافظ شیرازی

Hafeziyeh

Telegram Channel

درباره ی Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.